🔸 نکته:
تفاوت این ترکیب با Obstruction of Justice، Tampering، و Contempt:
• Obstruction of Justice به معنای ممانعت از اجرای عدالت است و شدیدترین و رسمی ترین اتهام در این زمینه است؛ معمولاً شامل تأثیرگذاری عمدی بر witnesses، jurors، یا evidence می شود و مجازات سنگینی دارد .
... [مشاهده متن کامل]
• Tampering به معنای دستکاری کردن است و محدودتر از interference است؛ بیشتر بر تغییر دادن فیزیکی چیزی ( مثل دستکاری مدارک یا شواهد ) تأکید دارد .
• Contempt به معنای اهانت به دادگاه است و مخصوص بی احترامی یا نافرمانی از دستورات قضایی است، نه لزوماً مداخله در یک فرآیند.
• Charge of interference اما ترکیبی گسترده و انعطاف پذیر است که می تواند شامل هر نوع مداخله، مزاحمت، یا اخلال باشد — از مداخله در حقوق مالکیت گرفته تا مانع تراشی در تحقیقات. به همین دلیل در قوانین مختلف با تعاریف متفاوتی به کار می رود و دقیقاً بسته به بافت قانونی معنی آن مشخص می شود .
تفاوت این ترکیب با Obstruction of Justice، Tampering، و Contempt:
• Obstruction of Justice به معنای ممانعت از اجرای عدالت است و شدیدترین و رسمی ترین اتهام در این زمینه است؛ معمولاً شامل تأثیرگذاری عمدی بر witnesses، jurors، یا evidence می شود و مجازات سنگینی دارد .
... [مشاهده متن کامل]
• Tampering به معنای دستکاری کردن است و محدودتر از interference است؛ بیشتر بر تغییر دادن فیزیکی چیزی ( مثل دستکاری مدارک یا شواهد ) تأکید دارد .
• Contempt به معنای اهانت به دادگاه است و مخصوص بی احترامی یا نافرمانی از دستورات قضایی است، نه لزوماً مداخله در یک فرآیند.
• Charge of interference اما ترکیبی گسترده و انعطاف پذیر است که می تواند شامل هر نوع مداخله، مزاحمت، یا اخلال باشد — از مداخله در حقوق مالکیت گرفته تا مانع تراشی در تحقیقات. به همین دلیل در قوانین مختلف با تعاریف متفاوتی به کار می رود و دقیقاً بسته به بافت قانونی معنی آن مشخص می شود .
🔸 معادل فارسی:
• اتهام مداخله / اتهام مزاحمت
• اتهام دخالت غیرمجاز
• اتهام اخلال و مانع تراشی
• اتهام تداخل در امور
🔸 مثال ها:
• He was charged with interference with a criminal investigation.
... [مشاهده متن کامل]
او به اتهام مداخله در یک تحقیق کیفری متهم شد.
• The court acquitted him of charges of interference with the investigation.
دادگاه او را از اتهام مداخله در تحقیق تبرئه کرد .
• The union claimed the company committed interference by hindering their rights to organize.
اتحادیه ادعا کرد که شرکت با ممانعت از حقوق آن ها برای سازماندهی، مرتکب مداخله شده است .
• اتهام مداخله / اتهام مزاحمت
• اتهام دخالت غیرمجاز
• اتهام اخلال و مانع تراشی
• اتهام تداخل در امور
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
او به اتهام مداخله در یک تحقیق کیفری متهم شد.
دادگاه او را از اتهام مداخله در تحقیق تبرئه کرد .
اتحادیه ادعا کرد که شرکت با ممانعت از حقوق آن ها برای سازماندهی، مرتکب مداخله شده است .