characters

شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. great characters in history
شخصیت های بزرگ تاریخ

2. his characters create their own universe in each story
در هر یک از داستان ها،شخصیت های او دنیای خود را به وجود می آورند.

3. mathematical characters
نشانه های (علامت های) ریاضی

4. the cardboard characters of this play
بازیگران قلابی این نمایشنامه

5. the twenty-six characters of the english alphabet
بیست و شش حرف الفبای انگلیسی

6. one of shakespeare's characters that is most often chosen for dissection is hamlet
یکی از شخصیت های شکسپیر که غالبا برای تجزیه و تحلیل انتخاب می شود هاملت است.

7. printed in red characters
چاپ شده با حروف قرمز

8. he can sketch his characters in a few sentences
او می تواند در چند جمله شخصیت های خود را ترسیم کند.

9. one of this novel's characters
یکی از شخصیت های این رمان

10. a list of the play's characters
فهرست شخصیت های (یا بازیگران) نمایش

11. he hangs around with unsavory characters
او با اشخاص ناباب رفت و آمد دارد.

12. the novelist has drawn his characters masterfully
رمان نویس شخصیت های (داستان) خود را با استادی ترسیم کرده است.

13. that novel is full of stereotype characters
آن رمان پر است از شخصیت های قالبی.

14. hamlet is an archetype of some of dostoevski's characters
هاملت الگوی اصلی برخی از شخصیت های داستایوسکی است.

15. james joyce believed that some of his stories' characters encounter an epiphany
جیمز جویس براین عقیده بود که برخی از شخصیت های داستان هایش به درک ناگهانی می رسند.

16. the play invites the audience to be inward with the characters
نمایش،تماشاچیان را تشویق به یکدلی با بازیگران می کند.

پیشنهاد کاربران

شخصیت
شخصیت، شخصیت های نمایش یا داستان
حروف، علائم
Chinese characters : حروف ( زبان ) چینی
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما