🔸 معادل فارسی:
• ورود افراد جدید را جایگزین ورود افراد قدیمی کردن
• ( در روابط عاطفی ) جای کسی را با شخص دیگری پر کردن
• به جای یک نفر، به دیگری خوش آمد گفتن
• ( طنزآمیز ) چیدمان خانه را برای پذیرایی از فرد جدید عوض کردن
... [مشاهده متن کامل]
• جا به جا شدن اولویت افراد برای خوش آمد گویی
🔸 مثال ها:
"She didn't even wait a month after he moved out before she changed the welcome mat for a new boyfriend. "
حتی یک ماه صبر نکرد بعد از اینکه او رفت، جای او را با دوست پسر جدید پر کرد.
"In some families, when a child gets married, the parents figuratively change the welcome mat – the new spouse becomes the priority. "
در بعضی خانواده ها، وقتی بچه ای ازدواج می کند، والدین به صورت نمادین اولویت را عوض می کنند" – همسر جدید تبدیل به اولویت می شود.
"I'm not changing the welcome mat for every new neighbor who moves in. My friends come first. "
من هر همسایه جدیدی که وارد محله می شود او را را جایگزین افراد قدیمی نمی کنم. دوستانم اولویت دارند.
• ورود افراد جدید را جایگزین ورود افراد قدیمی کردن
• ( در روابط عاطفی ) جای کسی را با شخص دیگری پر کردن
• به جای یک نفر، به دیگری خوش آمد گفتن
• ( طنزآمیز ) چیدمان خانه را برای پذیرایی از فرد جدید عوض کردن
... [مشاهده متن کامل]
• جا به جا شدن اولویت افراد برای خوش آمد گویی
🔸 مثال ها:
حتی یک ماه صبر نکرد بعد از اینکه او رفت، جای او را با دوست پسر جدید پر کرد.
در بعضی خانواده ها، وقتی بچه ای ازدواج می کند، والدین به صورت نمادین اولویت را عوض می کنند" – همسر جدید تبدیل به اولویت می شود.
من هر همسایه جدیدی که وارد محله می شود او را را جایگزین افراد قدیمی نمی کنم. دوستانم اولویت دارند.