change hands

/ʧeɪnʤ hændz//ʧeɪnʤ hændz/

(اتومبیل) دنده عوض کردن، از دست یک نفر به دست دیگری افتادن، دست به دست گشتن
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. The price at which tenancies change hands is currently within the range £1000 to £15000.
[ترجمه ترگمان]قیمتی که در آن عقربه های ساعت تغییر می کنند در حال حاضر بین ۱۰۰۰ تا ۱۵۰۰۰ پوند است
[ترجمه گوگل]قیمت که در آن کرایه ها دست ها را تغییر می دهند در حال حاضر در محدوده � 1000 تا � 15000 است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Ecstasy tablets now change hands for £20 a time.
[ترجمه ترگمان]قرص های اکستازی به مدت ۲۰ هزار پوندی در حال حاضر در حال تغییر هستند
[ترجمه گوگل]قرصهای اکستازی اکنون 20 دلار برای یک بار دست دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. But when money starts to change hands, they take a harder line.
[ترجمه ترگمان]اما وقتی پول شروع به تغییر دست می کند، آن ها یک خط سخت تر می گیرند
[ترجمه گوگل]اما هنگامی که پول شروع به تغییر دست می دهد، آنها یک خط سخت تر را می گیرند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The document is clear: wads of cash change hands in return for poor motherless mites.
[ترجمه ترگمان]این سند واضح است: از دست دادن پول نقد در عوض کردن برای کنه motherless مادر محروم در حال تغییر است
[ترجمه گوگل]این سند کاملا واضح است از دست زدن به تغییر پول نقد در مقابل دروغ های مادربزرگ ضعیف
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Leading retailers have also begun to change hands or strike emergency refinancing deals.
[ترجمه ترگمان]خرده فروشان پیشرو هم شروع به تغییر دست و یا ضربه زدن به معاملات refinancing اضطراری کرده اند
[ترجمه گوگل]خرده فروشان پیشرو نیز شروع به تغییر دست یا معاملات اوراق قرضه اضطراری اضطراری کرده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Considerable sums of money change hands here and generally end up in Macau's state coffers.
[ترجمه ترگمان]مبالغ قابل ملاحظه ای از پول در اینجا وجود دارد و به طور کلی در خزانه دولت ماکائو به پایان می رسد
[ترجمه گوگل]مقادیر قابل ملاحظه ای از پول در اینجا جای می گیرد و به طور کلی در خزانه های دولت ماکائو به پایان می رسد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. It is expected to change hands for more than £30 million.
[ترجمه ترگمان]انتظار می رود که این پروژه بیش از ۳۰ میلیون پوند را تغییر دهد
[ترجمه گوگل]انتظار می رود که دست بیش از 30 میلیون پوند را تغییر دهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Mr Adams's defeat in the only Northern Ireland seat to change hands was widely welcomed by nationalist and Unionist politicians.
[ترجمه ترگمان]شکست آقای آدامز در تنها صندلی ایرلند شمالی برای تغییر دست ها به طور گسترده ای توسط سیاستمداران و سیاستمداران حامی مورد استقبال قرار گرفت
[ترجمه گوگل]شکست های آقای آدامز در صندلی تنها ایرلند شمالی برای تغییر دست ها به طور گسترده ای از سوی سیاستمداران ناسیونالیست و اتحادیه گرایانه پذیرفته شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Both parties to the agreement know how much money will change hands at the agreed date in the future.
[ترجمه ترگمان]هر دو طرف قرارداد می دانند که چقدر پول در زمان مورد توافق در آینده تغییر خواهد کرد
[ترجمه گوگل]هر دو طرف توافق می دانند که چه مقدار پول در آینده به توافق خواهد رسید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. He had also been talking for ages to Broadman, and Ymor had seen a piece of paper change hands.
[ترجمه ترگمان]او سال ها به Broadman و Ymor صحبت کرده بود و Ymor تکه کاغذی را که عوض شده بود دیده بود
[ترجمه گوگل]او همچنین برای بیست سالگی صحبت کرده بود و یمور یک برگ کاغذ را تغییر داده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. But even this little collection of cottage garden produce won't change hands without some stern bargaining.
[ترجمه ترگمان]اما حتی این مجموعه کوچک در باغ هم بدون چانه زدن دست عوض نخواهد کرد
[ترجمه گوگل]اما حتی این مجموعه کوچکی از تولید باغ وحش بدون دست انداختن چانه زنی از دست نخواهند رفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. A black suitcase containing a number of untraceable blood diamonds will change hands at the Shamal.
[ترجمه ترگمان]یک چمدان سیاه که حاوی چند قطعه الماس غیرقابل ردیابی به نظر می رسد
[ترجمه گوگل]یک چمدان سیاه و سفید حاوی تعدادی از الماس های خون ناشناخته دستان خود را در Shamal تغییر خواهد داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Xing Ma's dicast, just substituted Zou some dress a wound, the blood stain on the change hands hadn't purged.
[ترجمه ترگمان]جای زخم را عوض کرده و جای زخم را عوض کرده بود، لکه خون روی آن خون پاک سازی نشده بود
[ترجمه گوگل]Xing Ma's dicast، فقط Zou جایگزین برخی از لباس یک زخم، خون خون در دست تغییر بود تمیز نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• change ownership, be passed between people

پیشنهاد کاربران

واگذار کردن
واگذار کردن
عوض شدن مالک یا مدیریت
فروخته شدن به یک صاحب جدید
دست به دست شدن
فروخته شدن

Idiom :
دست به دست شدن
فروخته شدن
Be sold

به عنوان مثال:
This antique book changed hands several times before i bought it.
دست به دست شدن
از کسی به مالک بعدی فروخته شدن
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما