cerebrum

/səˈriːbrəm//səˈriːbrəm/

معنی: مغز کله، مغز پیشین
معانی دیگر: (کالبد شناسی) وابسته به مغز سر و رگ ها، مغزی - رگی، (کالبد شناسی) ابر مخ (بخش فرازین مغز سر انسان و مهره داران که متشمل است بر دو نیمکره) فرامخ، مخ، pl تش
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
حالات: cerebra, cerebrums
مشتقات: cerebric (adj.), cerebroid (adj.)
• : تعریف: the region of the brain comprising the largest area, acting to coordinate voluntary movement and control conscious mental activity.

جمله های نمونه

1. The cerebrum is the thinking part of the brain.
[ترجمه مریم] نیمکره مغز مرکز تفکر است
|
[ترجمه ترگمان]مخ بخش تفکر مغز است
[ترجمه گوگل]مغز قسمت اعصاب مغز است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. In case of anger or nervousness, the cerebrum will excrete noradrenalin —toxic hormone which will cause diseases.
[ترجمه مریم] در شرایط عصبانیت و ضعف اعصاب نیکمره مغز هورمون مضر و سمی نورادنالین که سبب بیماری میشود ، را میسازد .
|
[ترجمه ترگمان]در مورد عصبانیت و عصبانیت، مخ hormone noradrenalin - سمی خواهد بود که باعث ایجاد بیماری خواهد شد
[ترجمه گوگل]در صورت خشم یا عصبانیت، مغز استخوان هورمون سمی نئودرنالین را که باعث بیماری می شود، اختراع می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. When late, the cerebrum oxygen requirement will increase, will be seasonable when makes the breathing.
[ترجمه ترگمان]وقتی که دیر وقت است، نیاز اکسیژن مخ افزایش خواهد یافت و در هنگام درست کردن تنفس مناسب خواهد بود
[ترجمه گوگل]در اواخر، نیاز اکسیژن مغزی افزایش می یابد، هنگامی که تنفس ایجاد می شود، زمان بندی می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Then, can consciousness as function of human cerebrum, change into another form?
[ترجمه ترگمان]سپس، می تواند به عنوان عملکرد مخ انسان، به شکل دیگری تغییر کند؟
[ترجمه گوگل]سپس، آگاهی می تواند به عنوان عملکرد مغز انسان، به شکل دیگری تغییر کند؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Conclnsion: The cisterna longitudinal cerebrum and cisterna fossae lateralis cerebri was increasing after 50 years old.
[ترجمه ترگمان]Conclnsion: مغز طولی cisterna و cisterna fossae مغز بعد از ۵۰ سال افزایش یافت
[ترجمه گوگل]انباشته شدن سینه طولی مغز و cisterna fossae lateralis cerebri پس از 50 سال افزایش می یابد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Is not, Not cerebrum, Is unable to ponder ~!
[ترجمه ترگمان]نه، نه مخ، نمی تواند فکر کند!
[ترجمه گوگل]نه، نه مغز، قادر به فکر کردن نیست ~!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. What game to play to be beneficial to cerebrum health?
[ترجمه ترگمان]چه بازی برای سلامتی مخ می تواند مفید باشد؟
[ترجمه گوگل]چه بازی ای برای سلامت مغز مفید است؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Does cerebrum have method cure for hematic inadequacy?
[ترجمه ترگمان]آیا مخ برای عدم تناسب اندام درمانی روش درمانی دارد؟
[ترجمه گوگل]آیا مغز روش درمان را برای ناکافی بودن آن دارد؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Pawn ministry is traumatic the ability when causing cerebrum to be damaged badly may be caused gawkish .
[ترجمه ترگمان]این وزارتخانه به این توانایی ضربه می زند که در صورت آسیب رساندن به آن، ممکن است به شدت آسیب ببیند
[ترجمه گوگل]وزارت خدمت در صورتی که باعث آسیب به مغز شود ممکن است باعث ایجاد گاوشی شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Measurement showed the septum pellucidi deviated from falx cerebrum and midline.
[ترجمه ترگمان]اندازه گیری نشان داد که دیواره بینی از مخ و midline منحرف شده است
[ترجمه گوگل]اندازه گیری نشان داد که پلاوسیت سپتوم از مغز و خط میانی فرار رد شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Chair in cerebrum below, each organ a meeting.
[ترجمه ترگمان]رئیس مخ در پایین، هر عضو یک جلسه دارد
[ترجمه گوگل]صندلی در مغز زیر، هر ارگان یک جلسه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Results TAEP can markedly activate MAO B in cerebrum and antagonise the inhibition of MAO B activity by nialamide.
[ترجمه ترگمان]نتایج TAEP می تواند به طور قابل توجهی MAO B را در مخ فعال کرده و مهار فعالیت B را توسط nialamide مهار کند
[ترجمه گوگل]نتایج TAEP می تواند MAO B را در مغز به طور قابل توجهی فعال کند و از مهار فعالیت MAO B توسط نایالامید جلوگیری کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Now and then is seeing bloodcurdling thing stimulate cerebrum good be bad?
[ترجمه ترگمان]هم اکنون دیدن آن چیزی است که مخ را تحریک می کند که خوب باشد؟
[ترجمه گوگل]در حال حاضر و بعد از دیدن چیزی که خونریزی می کند، مغز مغزی خوب را بد می کند؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The levels of lead and several other metal elements in cerebrum, cerebella, hippocampus, liver, kidneys and blood of the rats are measured by X-ray fluorescence method.
[ترجمه ترگمان]سطوح سرب و چندین عنصر فلزی دیگر در مخ، cerebella، هیپوکامپ، کبد، کلیه ها و خون موش های صحرایی با روش فلورسانس اشعه ایکس اندازه گیری شدند
[ترجمه گوگل]سطوح سرب و چندین عنصر فلزی دیگر در مغز، مخچه، هیپوکامپ، کبد، کلیه ها و خون موش ها با استفاده از روش فلورسانس اشعه ایکس اندازه گیری می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

مغز کله (اسم)
cerebrum

مغز پیشین (اسم)
cerebrum

تخصصی

[بهداشت] مخ
[روانپزشکی] مخ. بزرگترین و بارزترین ساختمان مغز که بوسیله شیار طولی به دو نیمکره تقسیم شده است و در قسمت تحتانی بوسیله جسم پینه ای این دو نیمکره به هم اتصال یافته اند.

به انگلیسی

• upper front part of the brain associated with voluntary and conscious properties
the cerebrum is the front part of the brain which is concerned with thought and perception; a medical term.

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما