centre ground

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• ( در سیاست ) میانه روی، جریان میانه
• موقعیت میانی ( میان چپ و راست افراطی )
• طیف میانه سیاسی، نه چپ افراطی و نه راست افراطی
🔸 مثال ها:
"Blair warned that abandoning the centre ground would put Labour's future at risk. "
...
[مشاهده متن کامل]

بلر هشدار داد که رها کردن جریان میانه، آینده کارگر را به خطر می اندازد.
"The Conservative Party under David Cameron tried to occupy the centre ground to appeal to moderate voters. "
حزب محافظه کار تحت رهبری دیوید کامرون سعی کرد جریان میانه را به دست بگیرد تا رأی دهندگان میانه رو را جذب کند.