• : تعریف: to give up or surrender, esp. formally. • مترادف: renounce, surrender • مشابه: forsake, give away, grant, relinquish, waive, yield
- The vanquished nation ceded some territory to the victors.
[ترجمه Behzad] ملت شکست خورده قسمتی از قلمروخود را به دست فاتحان دادن
|
[ترجمه گوگل] ملت مغلوب مقداری سرزمین را به پیروزمندان واگذار کرد [ترجمه ترگمان] ملت مغلوب، قسمتی از قلمرو فاتحان را به دست فاتحان داد [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
جمله های نمونه
1. The General had promised to cede power by January.
[ترجمه Nikfam] ژنرال قول داد که قدرت را تا ژانویه واگذار نماید
|
[ترجمه گوگل]ژنرال قول داده بود تا ژانویه قدرت را واگذار کند [ترجمه ترگمان]ژنرال قول داده بود که در ماه ژانویه قدرت را واگذار نماید [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
2. Slowly, back-scratching consensus might cede to the checks and balances of pluralism.
[ترجمه گوگل]آهسته آهسته، اجماع متعاقب ممکن است به کنترل و توازن پلورالیسم تسلیم شود [ترجمه ترگمان]به آرامی، اجماع back ممکن است منجر به کنترل و توازن کثرت گرایی شود [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
3. The Supreme Soviet voted to cede responsibility for the budget to the government.
[ترجمه گوگل]شورای عالی به واگذاری مسئولیت بودجه به دولت رأی داد [ترجمه ترگمان]شورای عالی شوروی به واگذار کردن مسئولیت بودجه به دولت رای داد [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
4. During his 1985 cancer surgery, Reagan did cede power to Bush for eight hours.
[ترجمه گوگل]ریگان طی عمل جراحی سرطان خود در سال 1985 قدرت را به مدت هشت ساعت به بوش واگذار کرد [ترجمه ترگمان]در طی جراحی سرطان در سال ۱۹۸۵، ریگان به مدت هشت ساعت قدرت را به بوش واگذار کرد [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
5. A refusal to cede two weeks of winter to the dark forces of routine.
[ترجمه گوگل]امتناع از واگذاری دو هفته زمستان به نیروهای تاریک روتین [ترجمه ترگمان]امتناع از واگذار کردن دو هفته زمستان به نیروهای تاریک روزمره [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
6. The military has refused to cede power to elected officials.
[ترجمه گوگل]ارتش از واگذاری قدرت به مقامات منتخب خودداری کرده است [ترجمه ترگمان]ارتش از واگذار کردن قدرت به مقامات انتخاب شده خودداری کرده است [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
7. Analysts say News Corp's step to cede majority control in Xing Kong confirms this strategy.
[ترجمه گوگل]تحلیلگران می گویند اقدام News Corp برای واگذاری کنترل اکثریت در Xing Kong این استراتژی را تایید می کند [ترجمه ترگمان]تحلیلگران می گویند که گام نیوز کورپوریشن برای واگذار کردن کنترل اکثریت در ژینگ این استراتژی را تایید می کند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
8. The debater refused to cede the point to her opponent.
[ترجمه گوگل]مناظره کننده از واگذاری امتیاز به حریف خودداری کرد [ترجمه ترگمان]در مناظره کننده، از واگذار کردن امتیاز به حریف خود امتناع ورزید [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
9. Despite all this, It'still seems too early cede America's future to the Lone Star state.
[ترجمه گوگل]با وجود همه اینها، به نظر می رسد هنوز خیلی زود است که آینده آمریکا را به ایالت Lone Star واگذار کنیم [ترجمه ترگمان]علی رغم همه اینها، هنوز به نظر می رسد هنوز خیلی زود آینده آمریکا را به ایالت لون استار واگذار می کند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
10. America was reluctant to cede any legal power to a supranational authority.
[ترجمه گوگل]آمریکا تمایلی به واگذاری هرگونه قدرت قانونی به یک مرجع فراملی نداشت [ترجمه ترگمان]آمریکا تمایلی به واگذار کردن هر گونه قدرت قانونی به یک سازمان فراملی نداشت [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
11. Why would they want to cede power peacefully when faced with the precedents of Mubarak (trial and imprisonment) and Gaddafi (lynching)?
[ترجمه گوگل]چرا زمانی که با سوابق مبارک (محاکمه و زندان) و قذافی (لینچ) مواجه می شوند، می خواهند قدرت را به صورت مسالمت آمیز واگذار کنند؟ [ترجمه ترگمان]چرا آن ها می خواهند که در صورت مواجهه با سوابق مبارک (محاکمه و حبس)و قذافی (اعدام شوند)به طور مسالمت آمیز قدرت را واگذار کنند؟ [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
12. Both men are skilled at using pressure in one venture to get the other to cede ground in another.
[ترجمه گوگل]هر دو مرد در استفاده از فشار در یک سرمایه گذاری مهارت دارند تا دیگری را وادار به واگذاری زمین در سرمایه گذاری دیگر کنند [ترجمه ترگمان]هر دو مرد با استفاده از فشار در یک کسب وکار، مهارت دارند تا دیگری را به دست دیگر واگذار کنند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
13. Still I find it hard to believe most men would want to cede their privilege and power on the evidence you present.
[ترجمه گوگل]هنوز برایم سخت است که باور کنم اکثر مردان بخواهند امتیاز و قدرت خود را بر اساس شواهدی که ارائه میدهید واگذار کنند [ترجمه ترگمان]با این وجود باور می کنم که بیشتر مردها از امتیاز و قدرت و قدرت حضور تو به قدرت و قدرت آن ها برخوردار خواهند شد [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
14. Why not take into account the rent and also to cede territory is also not it?
[ترجمه گوگل]چرا رانت را در نظر نمی گیریم و همچنین برای واگذاری قلمرو نیز چنین نیست؟ [ترجمه ترگمان]چرا نباید اجاره و همچنین واگذار کردن قلمرو را حساب کرد؟ [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
submit, cede, give up, lodge, consign, subjugate, subdue, hand over, conquer, hand on
تخصصی
[حقوق] واگذار کردن، گذشتن از حق، مسترد داشتن، تسلیم شدم، واگذاری سرزمینی توسط یک دولت به دولت دیگر
انگلیسی به انگلیسی
• assign, grant if you cede something to someone, you formally allow them to have it; a formal word.
پیشنهاد کاربران
↩️ دوستان لطفاً به این توضیحات خوب دقت کنید: 📋 در زبان انگلیسی سه تا root word داریم به اسم cede / ceed / cess 📌 این ریشه ها، معادل "go" و "yield" می باشند؛ بنابراین کلماتی که این ریشه ها را در خود داشته باشند، به "go" یا "yield" مربوط هستند. ... [مشاهده متن کامل]
📂 مثال: 🔘 proceed: to "go" forward 🔘 exceed: to "go" beyond a limit 🔘 succeed: to "go" after and achieve a goal 🔘 recede: to "go" back or move away 🔘 concede: to "yield" or admit defeat 🔘 precede: to "go" before in time or order 🔘 intercede: to "go" between parties to mediate 🔘 secede: to "go" apart or withdraw from a group 🔘 access: the ability to "go" into a place or situation 🔘 process: a series of steps that "go" toward a result 🔘 recess: a break where activities "go" on pause 🔘 succession: the act of one thing "going" after another 🔘 antecedent: something that "goes" before something else 🔘 necessary: something you cannot "yield" or do without 🔘 excess: "going" beyond what is needed 🔘 successor: one who "goes" after another in a position 🔘 precedent: something that "goes" before as an example 🔘 cessation: a stopping or "yielding" of activity 🔘 concession: something "yielded" in an argument 🔘 accessible: able to be "gone" into or reached
✨ از مجموعه لغات GRE ✨ ✍ توضیح: To give up power or territory, especially after a defeat 🏳️ 🔍 مترادف: Surrender ✅ مثال: The country had to cede the territory after losing the war.
دادن ، تسلیم کردن ، تحویل دادن ، واگذار کردن ( سرزمین ، قلعه ، قدرت یا . . . ) بعد از شکست در جنگ Give ( esp. land , castle, power after losing a war )
در انگلیسی قدیمی به معنای دست کشیدن از چیزی یا کسی است
the sweven of thee ne'er will i cede, my colleen
🔸 معادل فارسی - واگذار کردن - تسلیم کردن - چشم پوشی کردن ( از حق یا قلمرو ) - - - ## 🔸 تعریف ها 1. ** ( حقوقی – اصلی ) :** واگذار کردن مالکیت یا حق قانونی به دیگری. - مثال: *The company ceded its patent rights. * ... [مشاهده متن کامل]
شرکت حقوق ثبت اختراع خود را واگذار کرد 2. ** ( سیاسی/دیپلماتیک ) :** تسلیم کردن قلمرو یا امتیاز به کشور یا قدرت دیگر، معمولاً تحت فشار یا توافق. - مثال: *The king ceded territory after the war. * پادشاه پس از جنگ قلمرو را واگذار کرد 3. ** ( عمومی – استعاری ) :** چشم پوشی کردن از کنترل یا اختیار در یک زمینه. - مثال: *He ceded control of the project to his colleague. * او کنترل پروژه را به همکارش واگذار کرد - - - ## 🔸 مترادف ها surrender – relinquish – yield – give up – transfer - - - ## 🔸 مثال ها - *The treaty forced the country to cede land to its neighbor. * پیمان کشور را مجبور کرد زمین را به همسایه واگذار کند - *She refused to cede her position. * او حاضر نشد از جایگاهش چشم پوشی کند - *The company ceded control to a larger corporation. * شرکت کنترل را به یک شرکت بزرگ تر واگذار کرد
. e. g Biden's America is ceding control of the seas to communist China TheTelegraph. co. uk@
واگذاری کردن واگذاری فرصت تغییر به رقبا by ceding to rivals the opportunity to transform