caught in

انگلیسی به انگلیسی

• trapped in, ensnared in

پیشنهاد کاربران

گرفتارِ . . . شدن / درگیرِ . . . شدن / گیر افتادن در . . .
📌 تفاوت و نکات مهم:
• caught in زمانی به کار می رود که کسی ناخواسته در یک موقعیت، رویداد یا شرایط گرفتار شود.
• caught up in معمولاً به معنای درگیر شدن ( اغلب از نظر احساسی یا ذهنی ) در یک موقعیت، هیجان یا فعالیت است.
...
[مشاهده متن کامل]

• trapped in بر ناتوانی در خارج شدن از یک مکان یا موقعیت تأکید بیشتری دارد.
• stuck in به گیر کردن در یک وضعیت یا مکان اشاره می کند، اما شدت آن معمولاً کمتر از trapped است.
• caught in هم برای موقعیت های فیزیکی و هم استعاری بسیار رایج است.
نمونه ها:
We got caught in the rain.
ما در باران گرفتار شدیم.
She was caught in traffic.
او در ترافیک گیر افتاد.
He was caught in the middle of an argument.

البته دوستان یه اصطلاح دیگه هست jump in the queue که مخصوص لهجه بریتیش و دقیقا معادل caught in the line هست که دومی آمریکن هستش
گرفتار شدن ؛ گیر افتادن
مچ گرفتن، خفت کردن