cattle

/ˈkætl̩//ˈkætl̩/

معنی: گله گاو، احشام و اغنام
معانی دیگر: (محلی) حیوانات اهلی روستایی (مانند گاو و گوسفند و اسب)، چهارپا، دام ها، رمه، ستور، احشام، گاوها (اعم از نر و ماده و اخته شده و گوساله)، گواره، (تحقیر آمیز) توده ی مردم، عوام الناس
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم جمع ( plural noun )
• : تعریف: large, four-legged, plant-eating animals, including cows, bulls, and other domestic bovines, kept for milk or meat.

جمله های نمونه

1. cattle are hauled by rail
گاوها را با راه آهن می برند.

2. cattle farms need lots of feed
مزارع دامداری به علوفه ی فراوان نیاز دارند.

3. a cattle baron
گله دار بزرگ

4. a cattle drive
دسته ی گاو و احشام

5. a cattle empire which extended over several thousand acres
امپراتوری احشام که چندین هزار جریب وسعت داشت

6. angy cattle
دام های کشیده اندام

7. estray cattle
گاوهای بی صاحب

8. those cattle bore the brand of his ranch
آن احشام دارای داغ (ویژه ی) مزرعه ی گاوداری او بودند.

9. a field of cattle
مزرعه ی دامداری

10. ninety head of cattle
نود راس گاو

11. they keep the cattle in a fenced-off field
احشام را در زمین نرده کشی شده ای نگهداری می کنند.

12. we drove the cattle inside the pen
دام ها را به درون طویله راندیم (هدایت کردیم).

13. we shipped the cattle to chicago by rail
دام ها را با ترن به شیکاگو فرستادیم.

14. closing the door so that cattle will not stray
بستن در برای اینکه احشام فرار نکنند

15. they hang charms around the necks of their children and cattle
آنان طلسم به گردن کودکان و چهار پایان خود می آویزند.

16. The cowboys rounded the cattle up.
[ترجمه روشناگلزار] گاوچران گاوهارا جمع کردند
|
[ترجمه ترگمان]کابوی ها گاوها را جمع و جور کردند
[ترجمه گوگل]گاوچران گاو را گرد می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

17. I run a cattle station some miles up-country.
[ترجمه ترگمان]من یه پمپ بنزین رو چند مایلی اداره می کنم
[ترجمه گوگل]من یک ایستگاه گاو را چندین مایل به سر می بردم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

18. We have both dairy and beef cattle on the farm.
[ترجمه ترگمان]ما هر دو شیر گاو و گوشت گاو را در مزرعه داریم
[ترجمه گوگل]ما هر دو گاو شیری و گوشتی در مزرعه داریم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

19. The cattle got out of the field through an opening in the fence.
[ترجمه ترگمان]گله از میان روزنه ای که به پرچین باز می شد، از میدان خارج شد
[ترجمه گوگل]گاو از طریق یک باز در حصار از میدان خارج شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

20. 000 head of cattle died of the disease in one month.
[ترجمه ترگمان]در عرض یک ماه هزار راس گاو از این بیماری درگذشتند
[ترجمه گوگل]یک هزار گاو از یک ماه در این بیماری جان خود را از دست دادند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

21. The cattle were well fenced out.
[ترجمه ترگمان]گاوها محوطه را با حصار محصور کرده بودند
[ترجمه گوگل]گاوها به خوبی محصور شده بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

گله گاو (اسم)
cattle

احشام و اغنام (اسم)
cattle

تخصصی

[علوم دامی] به گاو بالغ اعم از نر یا ماده اطلاق می شود.

به انگلیسی

• large cud-chewing animals with horns and cloven hoofs (bulls, cows, steers, etc.)
cattle are cows and bulls.

پیشنهاد کاربران

گله گاو
جمعی از حیوانات اهلی
چراگاه یا همان گله همه ی حیوانات اهلی . مثلا گله ی گاو, گله ی گوسفند, گله ی بز و . . . . . . . . . .
گله بزرگ چهار پایان
معناى ازدحام جمعیت یا توده مردم البته به صورت تحقیر آمیز هم هست مثلا
The halls are nearly empty, the cattle call has passed
رارهرو تقریبا خالی اند و خبرى از شلوغی اولیه نیست
گله گاو***جمعی از گاو
گاوهای نر و ماده اهلی که برای تولید شیر یا گوشت نگهداری میشوند ( cows and bulls )
گله گاو و گوسفند
دام ها
دام، احشام
cattle ( علوم و فنّاوری غذا )
واژه مصوب: گاو
تعریف: پستاندار نشخوارکننده و بزرگ پیکر و شکافته سمی که به خانوادۀ گاویان تعلق دارد
Cattle feed
غذا دادن به احشام، گاو و گوسفند وغیره
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما