catheter

/ˈkæθətər//ˈkæθɪtə/

(پزشکی ـ لوله ی فلزی یا لاستیکی که برای تخلیه ی مواد یا دیدن وارد مجاری بدن می کنند) میل، سوند، کاتتر، فروکاو، میل جراحی بول
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: a thin, flexible, hollow tube inserted into a body passage or cavity to drain fluid, esp. urine from the bladder.

جمله های نمونه

1. This procedure ensures correct placement of the catheter.
[ترجمه ترگمان]این روش جایابی صحیح of (catheter)را تضمین می کند
[ترجمه گوگل]این روش تضمین درستی قرار دادن کاتتر را فراهم می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. We chose to place the manometric catheter into the transverse colon.
[ترجمه ترگمان]ما انتخاب کردیم که the manometric (manometric catheter)را به colon عرضی تبدیل کنیم
[ترجمه گوگل]ما تصمیم گرفتیم کاتتر انسانی را به کولون عرضی بگذاریم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. A urinary catheter had been inserted and was draining into a sealed drainage system.
[ترجمه ترگمان]یک دستگاه catheter ادراری وارد سیستم زه کشی شده شده و تخلیه شد
[ترجمه گوگل]کاتتر ادراری وارد شده بود و به یک سیستم زهکشی مستطیلی تخلیه شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He often inserted the catheter into his bladder with force, causing pain.
[ترجمه ترگمان]او اغلب the را با زور وارد مثانه وارد می کرد و باعث درد می شد
[ترجمه گوگل]او اغلب کاتتر را به مثانه خود با زور وارد کرد، باعث درد شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The tip of the catheter was positioned directly on the gestational sac.
[ترجمه ترگمان]نوک of به طور مستقیم در کیسه gestational قرار داده شد
[ترجمه گوگل]نوک کاتتر به طور مستقیم بر روی کیسه حاملگی قرار گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. After the catheter placement, we used a radioactive marker to delineate the catheter position and recording sites.
[ترجمه ترگمان]بعد از قرار گرفتن catheter (catheter)، از یک نشانگر رادیو اکتیو برای تعیین موقعیت catheter و ثبت مکان ها استفاده کردیم
[ترجمه گوگل]پس از قرار دادن کاتتر، ما یک نشانگر رادیواکتیو برای تعیین موقعیت کاتتر و سایت های ضبط استفاده کردیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. A nasogastric tube and a urinary catheter were also passed.
[ترجمه ترگمان]لوله nasogastric و a ادرار نیز از آن عبور کردند
[ترجمه گوگل]یک لوله بینی و یک کاتتر ادراری نیز گذشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The manometer catheter was linked to pressure transducers which were interfaced to a polygraph.
[ترجمه ترگمان]لوله سوند manometer به فشاری که به دروغ سنج وصل شده بود وصل شده بود
[ترجمه گوگل]کاتتر manometter به مبدل فشار متصل شده بود که به یک پلیگرفت متصل بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The first allegation was that a misplaced catheter gave misleading readings of oxygen pressure.
[ترجمه ترگمان]اولین اتهام این بود که یک catheter نابجا، خوانش اشتباهی از فشار اکسیژن را انجام می دهد
[ترجمه گوگل]نخستین ادعا این بود که یک کاتتر ناقص به خوانش گمراهکننده فشار اکسیژن داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Workers use a 10cm to 20 cm catheter made of metal or rubber to pierce through abdominal wall into the gallbladder, making the bile streaming through the catheter into the container.
[ترجمه ترگمان]کارگران از یک لوله ۱۰ سانتی متر تا ۲۰ سانتی متر catheter از جنس فلز یا لاستیک برای سوراخ کردن از طریق دیواره شکمی در کیسه صفرا استفاده می کنند و صفرا را از طریق catheter به داخل ظرف وارد می کنند
[ترجمه گوگل]کارگران از یک کاتتر 10 تا 20 سانتیمتر ساخته شده از فلز یا لاستیک استفاده می کنند تا از طریق دیواره شکم به داخل کیسه صفرا عبور کنند و وارد شدن صفرا از طریق کاتتر به داخل ظرف
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Methods patients chime improvement central venous catheter to drain ascites discontinnitily.
[ترجمه ترگمان]روش های ارایه شده توسط بیماران بخش مرکزی catheter را برای تخلیه ascites تخلیه می کنند
[ترجمه گوگل]روشهای درمانی بیماران بهبود کاتئیک وریدی مرکزی را برای تخلیه آسسیت به صورت دیسوننتینتیلیسم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Catheter ablation of atrial fibrillation is usually done with complex technique and long time of radiation, and radioprotection can not be overlooked thereby.
[ترجمه ترگمان]Catheter ablation از فیبریلاسیون دهلیزی معمولا با تکنیک پیچیده و زمان طولانی تشعشع انجام می شود و radioprotection نمی تواند نادیده گرفته شود
[ترجمه گوگل]تخلیه کاتتر فیبریلاسیون دهلیزی معمولا با تکنیک پیچیده و طولانی مدت تابش انجام می شود و از این رو حفاظت از رادیو را نمی توان نادیده گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Objective To explore the experience of indwelling catheter thrombolysis of acute deep vein thrombosis of the lower extremity after thrombectomy.
[ترجمه ترگمان]هدف تحقیق در مورد تجربه of catheter thrombolysis از کشش عمیق شدید پس از thrombectomy می باشد
[ترجمه گوگل]هدف: برای بررسی تجربی ترومبولیزاسیون کاتتر درون ترومبوز وریدی عمیق اندام تحتانی پس از ترومبوکتومی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Surgeons insert a catheter into the left and right striatum, the main recipients in the basal ganglia of the dopamine secreted by neurons of the substantia nigra.
[ترجمه ترگمان]جراحان یک catheter (catheter)را در سمت چپ و راست قرار می دهند، گیرنده اصلی در غدد عصبی اصلی دوپامین که توسط نورون های of substantia ترشح می شود
[ترجمه گوگل]جراحان یک کاتتر را به سینه چپ و راست وارد کنید، گیرنده اصلی در گانگلیون های پایه ای از دوپامین، توسط سلول های عصبی مادرزادی نجرا ترشح می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. The key issues include: catheter material choice and the nerve - growth environment.
[ترجمه ترگمان]مسایل کلیدی عبارتند از: انتخاب مواد catheter و محیط رشد عصبی
[ترجمه گوگل]مسائل کلیدی شامل انتخاب مواد کاتتر و محیط عصبی - رشد است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[بهداشت] سوند مثانه
[پلیمر] سوند

به انگلیسی

• tube used to drain body fluids or to keep a passage open (medical)

پیشنهاد کاربران

لوله کوچک ( پزشکی )
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما