به کارها یا چیزهای عقب افتاده رسیدگی کردن
کارها یا چیزهای عقب افتاده را جبران کردن
کارها یا چیزهای عقب افتاده را جبران کردن
یه سری به کاری زدن بعد از مدتی
1 -
to give someone the latest news or information about something
دادن آخرین اخبار یا اطلاعات در مورد چیزی به کسی
Can someone catch me up on the latest developments?
2 -
to do something that you have not been able to do recently
... [مشاهده متن کامل]
انجام دادن کاری که اخیراً نتوانسته اید انجام دهید، جبران کردن کار انجام نشده
I have to catch up on my reading.
دادن آخرین اخبار یا اطلاعات در مورد چیزی به کسی
2 -
... [مشاهده متن کامل]
انجام دادن کاری که اخیراً نتوانسته اید انجام دهید، جبران کردن کار انجام نشده
جبران کردن یه کار عقب افتاده
یا معنای دوستمون:
به یک کار عقب افتاده رسیدن
e. g.
I used Saturday to catch up on my sleep
یا معنای دوستمون:
به یک کار عقب افتاده رسیدن
به یک کار عقب افتاده رسیدن ( مثلا باید به درسهام برسم )
جبران کردن
در جریان قرار گرفتن
در جریان قرار گرفتن