catch someone in a good mood

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• در موقعیت مناسب گیر آوردن
• کسی را سرحال و خوش حال یافتن
• در لحظه ی مناسب سراغ کسی رفتن
• کسی را در حال خوش خلقی گیر آوردن
🔸 مثال ها:
• I wanted to catch him in a good mood before asking for a raise.
...
[مشاهده متن کامل]

می خواستم قبل از درخواست افزایش حقوق، او را در موقعیت مناسب گیر بیاورم.
• You caught me in a good mood, so I'll say yes.
مرا در حال خوش خلقی گیر آوردی، پس قبول می کنم.
• She waited to catch her boss in a good mood.
او صبر کرد تا رئیسش را در موقعیت مناسب گیر آورد.