cast one's lot with

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• تقدیر ( یا سرنوشت ) خود را با کسی یا چیزی گره زدن
• به طور کامل به یک گروه یا ایده متعهد شدن
• به جرگه ی کسی پیوستن و سرنوشت خود را با او یکی کردن
🔸 مثال ها:
After much hesitation, he decided to cast his lot with the opposition party.
...
[مشاهده متن کامل]

پس از تردید بسیار، تصمیم گرفت سرنوشت خود را با حزب مخالف گره بزند.
Many young people cast their lot with the new technology startup.
بسیاری از جوانان، آینده ی خود را با استارتاپ فناوری جدید پیوند زدند.
She cast her lot with the reformers and never looked back.
او سرنوشت خود را با اصلاح طلبان گره زد و هرگز به عقب نگاه نکرد.
In times of crisis, you must choose whose side you cast your lot with.
در زمان بحران، باید انتخاب کنی که سرنوشت خود را با چه کسی گره می زنی.

پیوستن ( به کسی، چیزی یا گروهی ) ، حمایت کردن