🔸 معادل فارسی:
• ( در تئاتر و سینما ) در نقش چیزی انتخاب شدن، نقشی به کسی دادن
• ( مجازی ) به عنوان چیزی معرفی شدن / قلمداد شدن
• ( مجازی ) در جایگاه چیزی قرار گرفتن
🔸 مثال ها:
"Daniel Craig was cast as James Bond in 2005. "
... [مشاهده متن کامل]
دانیل کریگ در سال ۲۰۰۵ در نقش جیمز باند انتخاب شد.
"The director cast a complete unknown as the lead. "
کارگردان یک بازیگر کاملاً ناشناخته را در نقش اصلی انتخاب کرد.
"In the press conference, the CEO was cast as the hero who saved the company. "
در کنفرانس مطبوعاتی، مدیرعامل به عنوان قهرمانی که شرکت را نجات داد معرفی شد.
• ( در تئاتر و سینما ) در نقش چیزی انتخاب شدن، نقشی به کسی دادن
• ( مجازی ) به عنوان چیزی معرفی شدن / قلمداد شدن
• ( مجازی ) در جایگاه چیزی قرار گرفتن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
دانیل کریگ در سال ۲۰۰۵ در نقش جیمز باند انتخاب شد.
کارگردان یک بازیگر کاملاً ناشناخته را در نقش اصلی انتخاب کرد.
در کنفرانس مطبوعاتی، مدیرعامل به عنوان قهرمانی که شرکت را نجات داد معرفی شد.
**به عنوان . . . در نظر گرفته شدن** یا **قالب بندی شدن به عنوان . . . **
به فرایند تعریف، توصیف یا ارائه یک مفهوم، پدیده یا متغیر در قالب و قالبی خاص گفته می شود که جنبه ها و ویژگی های متفاوت آن را تحت الشعاع قرار می دهد
... [مشاهده متن کامل]
In cognitive psychology, mind wandering is often cast as a form of task‑unrelated thought rather than a functional cognitive state
به فرایند تعریف، توصیف یا ارائه یک مفهوم، پدیده یا متغیر در قالب و قالبی خاص گفته می شود که جنبه ها و ویژگی های متفاوت آن را تحت الشعاع قرار می دهد
... [مشاهده متن کامل]