🔸 مثال ها:
• The cash - strapped city had to cut funding for public schools.
شهرداری کم پول مجبور شد بودجه ی مدارس دولتی را کاهش دهد.
• The cash - strapped company announced massive layoffs.
... [مشاهده متن کامل]
این شرکت دچار کمبود نقدینگی، تعدیل نیروی گسترده ای را اعلام کرد.
• A cash - strapped government may be forced to raise taxes.
یک دولت تنگدست ممکن است مجبور به افزایش مالیات شود.
• The airline, cash - strapped after the pandemic, sought emergency loans.
این شرکت هواپیمایی که پس از همه گیری با کمبود نقدینگی روبه رو شده بود، به دنبال وام اضطراری رفت.
• Cash - strapped students often take on part - time jobs.
دانشجویان کم پول اغلب به کارهای پاره وقت روی می آورند.
شهرداری کم پول مجبور شد بودجه ی مدارس دولتی را کاهش دهد.
... [مشاهده متن کامل]
این شرکت دچار کمبود نقدینگی، تعدیل نیروی گسترده ای را اعلام کرد.
یک دولت تنگدست ممکن است مجبور به افزایش مالیات شود.
این شرکت هواپیمایی که پس از همه گیری با کمبود نقدینگی روبه رو شده بود، به دنبال وام اضطراری رفت.
دانشجویان کم پول اغلب به کارهای پاره وقت روی می آورند.
در مضیقۀ مالی
... [مشاهده متن کامل]
اصطلاح، به مفهوم:
بی پول - مفلس
من در حال حاضر بی پول هستم و نمی توانم با تو به مسافرت و تفریح بیایم.
❇️PROVERB
❇️SAYING
❇️IDIOM
بی پول، در تنگنای اقتصادی، تحت فشار مالی
بی پولی، وضع بد مالی
کسی که آه در بساط ندارد
از نظر مالی در مضیقه