carve one's turkey

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• بوق کرنا ( در فرهنگ ایرانی ) – اشاره به شادی های پرخرج و تشریفاتی
• جشن گرفتن ( به طور رسمی و مفصل )
• وقت تلف کردن در کارهای بیهوده و خوشگذرانی
مثال:
"He's already carving his turkey before the deal is even signed. "
...
[مشاهده متن کامل]

او دارد سور و سات راه می اندازد قبل از اینکه حتی قرارداد امضا شود.
"Don't start carving your turkey yet. We haven't won the contract. "
هنوز جشن نگیر. قرارداد را نبرده ایم