cartridge

/ˈkɑːrtrədʒ//ˈkɑːtrɪdʒ/

معنی: گلوله، فشنگ، کارتریج
معانی دیگر: استوانه (حلقه ی فیلم دوربین عکاسی با ماسوره و پوشش خارجی آن که یکجا در دوربین می گذارند)، (جنگ افزار) فشنگ (شامل پوکه و باروت و گلوله یا ساچمه)، (گرامافون) سوزن و ملحقات آن (که می توان آن را تعویض کرد)، (مکانیک) سوپاپ اطمینان، شیر فشنگی، (معدن) لوله ی ناریه، لوله ی دینامیت
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: a tubular case for an explosive charge or bullet.

(2) تعریف: a case containing some material or modular unit of equipment that is inserted in a larger device or piece of equipment.

- My pen is out of ink cartridges.
[ترجمه ترگمان] قلم من از مرکب ساخته شده است
[ترجمه گوگل] قلم من از کارتریج جوهر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: a detachable case on a phonograph, containing the pickup and stylus.

(4) تعریف: a unit enclosing photographic film for ease of loading into a camera.

جمله های نمونه

1. cartridge belt
فانوسقه،نوار فشنگ

2. cartridge case
پوکه ی فشنگ،پوکه

3. each cartridge contains several pellets
هر فشنگ حاوی چندین ساچمه است.

4. live cartridge
فشنگ رزمی

5. an ink cartridge for a pen
فشنگ جوهر قلم خودنویس (استوانه ای که در آن جوهر است)

6. He tried to eject the spent cartridge and reload.
[ترجمه ترگمان]سعی کرد the را بیرون بکشد و آن را پر کند
[ترجمه گوگل]او سعی کرد صرف کارتریج مصرف شده و دوباره بارگیری کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. This rifle only holds one cartridge.
[ترجمه ترگمان]این تفنگ فقط یک فشنگ دارد
[ترجمه گوگل]این تفنگ فقط یک کارتریج را نگه می دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. This rifle only holds one cartridge and so must be reloaded after each shot.
[ترجمه ترگمان]این تفنگ فقط یک فشنگ در دست دارد و پس از هر تیر باید دوباره پر شود
[ترجمه گوگل]این اسلحه فقط یک کارتریج را نگه می دارد و پس از هر عکس باید بارگیری شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The cartridge must be replaced at regular intervals.
[ترجمه ترگمان]کارتریج باید در فواصل منظم تعویض شود
[ترجمه گوگل]کارتریج باید با فواصل منظم جایگزین شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Fuel life: a Primus 2207 cartridge lasted 145 minutes full output setting.
[ترجمه ترگمان]زندگی سوختی: یک cartridge پری موس ۲۲۰۷ ۱۴۵ دقیقه به طول انجامید
[ترجمه گوگل]زندگی سوخت یک کارتریج Primus 2207 به مدت 145 دقیقه تنظیم شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Cartridge a thick general purpose paper used for printing, drawing and wrapping.
[ترجمه ترگمان]برای چاپ، طراحی و پیچیدن یک کاغذ هدف کلی به کار می رود
[ترجمه گوگل]کارتریج ضخامت کاغذ معمولی مورد استفاده برای چاپ، طراحی و بسته بندی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The 4300 features separate units, which makes toner cartridge replacement cheaper when it happens.
[ترجمه ترگمان]۴۳۰۰ ویژگی های واحدهای جداگانه ای را نشان می دهد که باعث می شود که تعویض کارتریج ارزان تر وقتی رخ می دهد ارزان تر می شود
[ترجمه گوگل]4300 ویژگی های واحد جداگانه، که باعث می شود جایگزینی کارتریج تونر ارزان تر زمانی که اتفاق می افتد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Each landing was almost an inch deep in cartridge cases across which the thin track of dried blood still passed.
[ترجمه ترگمان]هر پاگرد تقریبا یک اینچ در cartridge بود که رد خون خشک شده هنوز از آن می گذشت
[ترجمه گوگل]هر فرود تقریبا یک اینچ عمیق در موارد کارتریج بود که در آن مسیر نازک خون خام هنوز منتقل شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. By simply placing this in the ink cartridge bay and installing the software provided, your printer is converted into a scanner.
[ترجمه ترگمان]با قرار دادن این کار در یک کارتریج جوهر و نصب نرم افزار تهیه شده، چاپگر شما به یک اسکنر تبدیل می شود
[ترجمه گوگل]به سادگی قرار دادن این در خلیج کارتریج جوهر و نصب نرم افزار ارائه شده، چاپگر خود را به یک اسکنر تبدیل شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

گلوله (اسم)
shot, shaft, gunshot, ball, bullet, pellet, cartridge, missile, pommel, blob

فشنگ (اسم)
primer, cartridge, ball cartridge

کارتریج (اسم)
cartridge

تخصصی

[سینما] فیلم حلقه ای یا فیلم در محفظه - کارتریج [نوعی فیلمدان و نواردان ] - حلقه
[عمران و معماری] فشنگی
[کامپیوتر] قاب نوار، کارتریج . - کاتریج - اصطلاح کلی برای هر وسیله ای که در محفظه خاص خود ( که اغلب پلاستیکی است )قرار دارد. مثلا" چاپگرهای لیزری دارای کاتریج های تونر ( حاوی تونر جوهری ) و کاتریج های شکل حروف ( حاوی تراشه های حافظه که انواع شکل حروف در آنها ذخیره شده است ) هستند ماشینهای بازی ( مانند آتاری ) نیز از کارتریج های بازی استفاده می کنند ( که درون آنها نرم افزار قرار دارد ) نگاه کنید به font cartridge
[برق و الکترونیک] فشنگ، وسیله ضبط صدا
[زمین شناسی] فشنگی
[ریاضیات] نوار، سوپاپ اطمینان، خشاب، فشنگی
[معدن] لول (آتشباری)

به انگلیسی

• shell of a bullet; removable unit containing a data storage medium (computers); spool of film for a camera
a cartridge is a tube containing a bullet and an explosive substance. it is inserted into a gun.
ink cartridges are disposable plastic tubes that hold the ink for a fountain pen.

پیشنهاد کاربران

لوله خودکار
خودرو: کارتریج
فشنگ
گلوله
فشنگ، کارتریج
در ماشینهایی مثل لباسشویی به فیلتر استوانه ایی برای جمع کردن فیبر ها گفته می شود، فیلتراستوانه ای
Used cartridge with caught fibers
Cartridge low در دستگاه کُپی قید شده!
خشاب فشنگ ( در اسلحه های اتومانیک )
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما