carter

/ˈkɑːrtər//ˈkɑːtə/

معنی: راننده گاری، متصدی حمل ونقل، چرخ چی
معانی دیگر: جیمی کارتر (سی و نهمین رئیس جمهور امریکا)

جمله های نمونه

1. Carter is playing in place of the injured O'Reilly.
[ترجمه ترگمان]کارتر در محل مجروح او Reilly بازی می کند
[ترجمه گوگل]کارتر در عوض O'Reilly مجروح بازی می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Carter looked stunned, but he soon regained his composure.
[ترجمه ترگمان]کارتر مات و مبهوت به نظر می رسید، اما به زودی آرامش خود را بازیافت
[ترجمه گوگل]کارتر به نظر خیره شد، اما او به زودی احساس آرامش خود را به دست آورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Dr White will see you now, Miss Carter.
[ترجمه ترگمان] \"دکتر\" وایت الان شما رو می بینه، خانم \" کارتر
[ترجمه گوگل]خانم کارتر، دکتر سفید، شما را ببیند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Carter was remanded in custody for seven days.
[ترجمه ترگمان]کارتر برای مدت هفت روز در بازداشت به سر می برد
[ترجمه گوگل]کارتر در هفت روز بازداشت شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Carter personifies the values of self-reliance and hard work.
[ترجمه ترگمان]کارتر بر ارزش های متکی به نفس و کار سخت تمرکز می کند
[ترجمه گوگل]کارتر ارزشهای اعتماد به نفس و کار سخت را به تصویر می کشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Carter was permanently disabled in the war.
[ترجمه ترگمان]کارتر برای همیشه در جنگ از کار افتاده بود
[ترجمه گوگل]کارتر به طور دائم در جنگ غیر فعال بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The carter flipped at the horse with his whip.
[ترجمه ترگمان]گاریچی با شلاق به اسب حمله کرد
[ترجمه گوگل]کارتر با شلاق خود در اسب تلنگر شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Carter wrinkled his forehead in concentration.
[ترجمه ترگمان]کارتر با تمرکز پیشانیش را چین داد
[ترجمه گوگل]کارتر در غلظت پیشانی خود چروکیده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Carter was dubiously convicted of shooting three white men in a bar.
[ترجمه ترگمان]کارتر با تردید به تیراندازی سه مرد سفید در یک نوار متهم شد
[ترجمه گوگل]کارتر متهم به تیراندازی به سه مرد سفید پوست در یک نوار شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Carter hoped for greater trust between the two nations, more trade, more cultural exchanges - in short, a genuine peace.
[ترجمه ترگمان]کارتر امیدوار است که اعتماد بیشتر بین دو کشور، تجارت بیشتر، تبادلات فرهنگی بیشتر - به طور خلاصه، یک صلح واقعی باشد
[ترجمه گوگل]کارتر امیدوار بود که اعتماد بیشتر بین دو ملت، تجارت بیشتر، مبادلات فرهنگی بیشتر - خلاصه، یک صلح واقعی باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Carter won big money in Vegas last year.
[ترجمه ترگمان]سال گذشته کارتر در لاس وگاس پول زیادی به دست آورد
[ترجمه گوگل]کارتر در سال گذشته در وگاس پول زیادی کسب کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Carter has been refused bail and will remain in custody.
[ترجمه ترگمان]کارتر از قید وثیقه امتناع کرده و در بازداشت باقی خواهد ماند
[ترجمه گوگل]کارتر از وثیقه رد شده است و در بازداشت باقی خواهد ماند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Although fatigue shows readily on Carter, he bounces back quickly.
[ترجمه ترگمان]اگرچه خستگی به آسانی روی کارتر نشان داده می شود، او به سرعت بر می گردد
[ترجمه گوگل]اگر چه خستگی به آسانی در کارتر نشان می دهد، او به سرعت به حالت عادی باز می گردد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Ruben Carter was left to rot in jail for most of his life.
[ترجمه ترگمان]به خاطر همین بود که \"کارتر\" برای بیشتر عمرش توی زندان بپوسه
[ترجمه گوگل]روبن کارتر در طول عمر خود به زندان افتاد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Carter was the senior case officer on the investigation.
[ترجمه ترگمان]کارتر \"مامور پرونده ارشد تحقیقات بود\"
[ترجمه گوگل]کارتر کارمند ارشد در مورد تحقیقات بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

راننده گاری (اسم)
carter

متصدی حمل و نقل (اسم)
carter, wagoner

چرخ چی (اسم)
carter

تخصصی

[ریاضیات] گودال، چاله

به انگلیسی

• male first name; family name; james "jimmy" carter (born 1924), former president of the united states (1977-1981)
wagoner, one who drives a cart

پیشنهاد کاربران

ارابه ران
گاری چی
کارترشود
کاردُِر
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما