carte blanch

پیشنهاد کاربران

/kɑːrt ˈbl�̃ʃ/کارت بلانش
اختیار کامل یا قدرت نامحدود که به کسی داده می شود تا بدون نیاز به اجازه یا تأیید، تصمیم گیری یا اقدام کند.
مترادف: full discretion, free rein, total freedom, unrestricted authority
...
[مشاهده متن کامل]

مثال؛
The boss gave her carte blanche to lead the project as she saw fit.
He felt empowered when his mentor granted him carte blanche to redesign the software.

carte :card
blanche : white, blank
- **Carte blanche** often refers to **complete freedom** or **unlimited authority** to act as one chooses.
اختیار تام - اختیار تمام و کمال
1. **English**: After the CEO gave him **carte blanche** to redesign the company's branding, Mark's vision completely transformed the entire corporate identity.
...
[مشاهده متن کامل]

**Persian ( Farsi ) **: بعد از اینکه مدیرعامل به او **اختیار تام** داد تا برندینگ شرکت را بازطراحی کند، دیدگاه مارک تمام هویت شرکتی را تغییر داد.
2. **English**: The artist was given **carte blanche** by the gallery, allowing him to choose any medium and subject for his exhibition.
**Persian ( Farsi ) **: گالری به هنرمند **اختیار تام** داد تا هر رسانه و موضوعی را برای نمایشگاهش انتخاب کند.
3. **English**: With **carte blanche** from the board, the project manager set out to streamline the entire workflow.
**Persian ( Farsi ) **: با **اختیار تام** از هیئت مدیره، مدیر پروژه به اصلاح کل جریان کار پرداخت.
4. **English**: The politician was given **carte blanche** by his party to make any decisions that would secure their victory in the upcoming elections.
**Persian ( Farsi ) **: سیاستمدار به حزبش **اختیار تام** داده شد تا هر تصمیمی که برای پیروزی در انتخابات آینده ضروری باشد، اتخاذ کند.
5. **English**: The new director was granted **carte blanche** to reimagine the movie's plot and characters, leading to an innovative remake.
**Persian ( Farsi ) **: کارگردان جدید **اختیار تام** پیدا کرد تا داستان و شخصیت های فیلم را دوباره تصور کند که منجر به یک بازسازی نوآورانه شد.
6. **English**: The company gave the consultant **carte blanche** to audit their operations and recommend any changes necessary to improve efficiency.
**Persian ( Farsi ) **: شرکت به مشاور **اختیار تام** داد تا عملیاتشان را بررسی کرده و هر تغییر لازم برای بهبود کارایی را توصیه کند.
7. **English**: He was given **carte blanche** to make significant changes to the architectural design of the new building.
**Persian ( Farsi ) **: به او **اختیار تام** داده شد تا تغییرات چشمگیری در طراحی معماری ساختمان جدید ایجاد کند.
8. **English**: The editor had **carte blanche** to rewrite the entire manuscript, ensuring it met the publisher's standards.
**Persian ( Farsi ) **: ویرایشگر **اختیار تام** داشت تا کل دست نوشته را بازنویسی کند و اطمینان حاصل کند که با استانداردهای ناشر مطابقت دارد.
9. **English**: With **carte blanche** from the board of directors, the new CEO began restructuring the entire organization from top to bottom.
**Persian ( Farsi ) **: با **اختیار تام** از هیئت مدیره، مدیرعامل جدید شروع به بازسازی سازمان از بالا به پایین کرد.
10. **English**: After receiving **carte blanche** to lead the project, she quickly put together a team and executed her vision.
**Persian ( Farsi ) **: پس از دریافت **اختیار تام** برای رهبری پروژه، او سریعاً تیمی تشکیل داد و دیدگاه خود را اجرایی کرد.
In these examples, the phrase implies **complete freedom** or **unrestricted permission** to act according to one's discretion.
chatgpt

آزادی عملمعنی میده و کلمه فرانسوی هست

بپرس