carry on with someone

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• با کسی رابطه پنهانی داشتن
• با کسی دوستی ( عاطفی/جنسی ) داشتن
• با کسی سروکله زدن ( از نظر عاطفی )
🔸 مثال ها:
( خیانت ) She discovered her husband was carrying on with the neighbor.
...
[مشاهده متن کامل]

فهمید شوهرش با همسایه رابطه پنهانی دارد.
( شایعه ) Rumors say he's carrying on with his assistant.
شایعه شده با دستیارش دوست شده.
( طنز ) I think those two are carrying on with each other – they're always together.
فکر کنم اون دو تا با هم رابطه دارند – همیشه باهم اند.
( محاوره ) He's been carrying on with her for years, but his wife doesn't know.
سال هاست با او رابطه دارد، اما زنش خبر ندارد.

To have an often immoral sexual relationship with ( someone ) .
با کسی روی هم ریختن، با کسی رابطه جنسی داشتن