carry costs

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• هزینه هایی را متحمل شدن
• هزینه ها را به همراه داشتن / پرداخت کردن
• ( در حقوق ) محکوم به پرداخت هزینه های دادرسی شدن
🔸 مثال ها:
• This decision carries costs.
این تصمیم هزینه هایی به همراه دارد.
...
[مشاهده متن کامل]

• The company will carry the costs of the project.
شرکت هزینه های پروژه را متحمل خواهد شد.
• If the claimant loses, he will carry the costs of the proceedings.
اگر خواهان پرونده را ببازد محکوم به پرداخت هزینه های دادرسی خواهد شد.