carpet

/ˈkɑːrpət//ˈkɑːpɪt/

معنی: فرش، قالی، زیلو
معانی دیگر: گلیم، کفپوش بافته (پشمی و غیره)، موکت، گبه، خرسک، جاجم، جاجیم، فرش کردن، قالی کردن، با کفپوش پوشاندن، (مجازی) پوشاندن، مورد موآخذه قرار دادن، سرکوفت زدن، بازخواست کردن
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
عبارات: on the carpet
(1) تعریف: a heavy fabric covering for floors, often used to cover the floors of entire rooms. (Cf. rug.)
مترادف: mat, rug
مشابه: area rug, runner, scatter rug, throw rug

(2) تعریف: a covering similar to a carpet.
مترادف: mat, rug
مشابه: covering, runner

- a carpet of flowers
[ترجمه ترگمان] فرشی از گل
[ترجمه گوگل] فرش گل
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: carpets, carpeting, carpeted
• : تعریف: to cover with or as though with a carpet.
مترادف: cover
مشابه: mat

جمله های نمونه

1. carpet weaving reached a point of perfection
قالیبافی به مرحله ی کمال رسید.

2. a carpet museum
موزه ی فرش

3. a carpet tack
میخ سرپهن برای کوبیدن موکت

4. a carpet woven of pure silk
فرش بافته شده از ابریشم خالص

5. the carpet tones with the furniture
فرش به مبلمان می خورد.

6. this carpet has been patterned after an ancient design
این فرش از روی یک طرح باستانی الگو برداری شده است.

7. this carpet testifies to the skill of kashani craftsmen
این قالی گواه مهارت هنرمندان کاشان است.

8. magic carpet
قالیچه ی حضرت سلیمان،قالیچه ی پرنده

9. a good carpet
فرش اعلا

10. a hand-made carpet
فرش دستباف

11. a heavy-duty carpet
فرش پاخور

12. a kashan carpet
قالی کاشان

13. a kashan carpet was spread in the middle of the floor
یک فرش کاشان در وسط کف اتاق پهن شده بود.

14. a machine-made carpet
فرش ماشینی

15. a threadbare carpet
یک قالیچه ی نخ نما

16. a three-by-four carpet
فرش سه در چهار

17. an inexpensive carpet
فرش کم بها

18. spread the carpet in my room
فرش را در اتاق من پهن کنید.

19. this hand-woven carpet is cheaper than comparable machine-made ones
این قالی دستبافت از قالی های مشابه ماشینی ارزانتر است.

20. weaving a carpet takes a lot of labor
بافتن یک فرش خیلی کار می برد.

21. on the carpet
1- مورد مطالعه،مورد نظر 2- در شرف تنبیه شدن

22. a 3 4 (meter) carpet
فرش سه در چهار (متر)

23. children scuffed the carpet with muddy shoes
بچه ها با کفش های گلی فرش را پامال کردند

24. hossein agha the carpet seller had two illegitimate children
حسین آقای فرش فروش دو بچه ی حرامزاده داشت.

25. to steam a carpet
فرش را با بخار شستن

26. woolen yarn for carpet weaving
نخ پشمی برای فرش بافی

27. be on the carpet
مورد خشم (کسی) بودن

28. call on the carpet
سرزنش کردن،موآخذه کردن،سرکوفت زدن

29. sweep under the carpet
(خاکروبه و کثافت را) زیر فرش جارو کردن،نادیده انگاشتن

30. a carefully handcrafted kashan carpet
فرش کاشان که با دقت دستباف (یا دست ساخت) شده است

31. if you leave a carpet in the sun, its colors will fade
اگر فرش را در آفتاب بگذاری رنگش می رود.

32. the back of a carpet
پشت فرش

33. the cat fouled the carpet
گربه روی فرش کثافت کرد.

34. to roll up a carpet
فرش را جمع (لوله) کردن

35. roll out the red carpet
با شکوه تمام پذیرایی کردن

36. foreign tourists have invaded the carpet shops
مسافران خارجی به مغازه های فرش فروشی هجوم آورده اند.

37. the edges of the old carpet are unraveled
لبه های فرش کهنه ریش ریش شده است.

38. the man who bought the carpet
مردی که فرش را خرید

39. the value of this kashan carpet will increase every year
ارزش این فرش کاشان هر سال بیشتر خواهد شد.

40. to roll out the red carpet for someone as a sign of welcome
فرش قرمز را به نشان خوشامد جلو کسی پهن کردن

41. to seam two lengths of carpet together
دو تکه فرش را به هم دوختن

42. he convinced me to buy that carpet
او مرا متقاعد کرد که آن قالی را بخرم.

43. he is tacking down the stairway carpet
او دارد فرش پلکان را میخ کوب می کند.

44. he launched his two sons in carpet business
او به دو پسر خود کمک کرد که دست به تجارت فرش بزنند.

45. the children's muddy tracks on the carpet
جای پای گل آلود بچه ها روی فرش

46. the government is trying to foster carpet weaving
دولت می کوشد قالی بافی را رواج بدهد.

47. the nonpareil beauty of this silk carpet
زیبایی بی مانند این قالیچه ی ابریشم

48. we didn't have the money to carpet the whole house
ما پول نداشتیم که همه ی خانه را فرش (یا موکت) کنیم.

49. we hereby warrant that the said carpet is made in kashan
بدین وسیله تضمین می کنیم که قالی مذکور بافت کاشان است.

50. the children have trailed mud on the carpet
بچه ها جای پای گلی روی فرش گذاشته اند.

51. the new policy could spell disaster for the carpet industry
این سیاست جدید ممکن است برای صنعت قالی بافی فاجعه به بار بیاورد.

52. he paced off the length and breadth of the carpet
او طول و عرض قالی را گز کرد.

53. our cat is always sharpening its claws on the carpet
گربه ی ما همیشه سر پنجه های خود را روی فرش تیز می کند.

54. the addition of even one wrong color will kill the carpet
افزودن حتی یک رنگ ناجور فرش را خراب می کند.

55. his hand was shaking and he slopped some of the coffee on the carpet
لرزش دستش باعث شد که مقداری از قهوه را روی فرش بریزد.

56. the child poured milk into his glass until it started brimming over onto the carpet
کودک آنقدر شیر توی لیوان خود ریخت تا اینکه شروع کرد به سر رفتن و ریختن روی فرش.

مترادف ها

فرش (اسم)
cover, floor, carpet, carpeting

قالی (اسم)
carpet

زیلو (اسم)
carpet

تخصصی

[نساجی] فرش ماشینی - موکت - قالی

به انگلیسی

• rug, fabric floor covering
cover or furnish with carpeting; reprimand
a carpet is a thick covering for a floor, made of wool or a similar material.
a carpet of something is a layer of it covering the ground.
if you sweep something under the carpet, you try to stop people hearing about it or finding out about it.
see also carpeted, carpeting.

ارتباط محتوایی

معنی اصلیفرش، قالی، زیلومعانی متفرقهگلیم، کفپوش بافته ( پشمی و غیره ) ، موکت، گ ...بررسی کلمهاسم ( noun ) عبارات : on the carpet • ( 1 ) تعریف: a heavy fabric covering for floors, ofte ...جمله های نمونه1. carpet weaving reached a point of perfection قالیبافی به مرحله ی کمال رسید. 2. a carpet museu ...مترادففرش (اسم) cover, floor, carpet, carpeting قالی (اسم) carpet زیلو (اسم) carpetبررسی تخصصی[نساجی] فرش ماشینی - موکت - قالیانگلیسی به انگلیسیrug, fabric floor covering cover or furnish with carpeting; reprimand a carpet is a thick covering f ...
معنی carpet، مفهوم carpet، تعریف carpet، معرفی carpet، carpet چیست، carpet یعنی چی، carpet یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف c، مترادف انگلیسی به فارسی، مترادف انگلیسی به فارسی با حرف c، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف c، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف c
کلمه بعدی: carpet beater
اشتباه تایپی: زشقحثف
آوا: /کارپت/
عکس carpet : در گوگل
معنی carpet

پیشنهاد کاربران

A thick layer of sth on the ground:a carpet of snow; لایه
معنیcarpetینی لایه. . . مثلا لایه ای از برف. . . . . a carpet of snow
فرش
لایه، برای مثال لایه ای ازبرف
a carpet of leaves لایه ای از برگ ها
فاخر
لایه
A thick layer of sth مثلا a carpet of flowers
فرش
how much does this carpet cost
قیمت این فرش چه قدر است 🟠🟠
Technically speaking, “Carpets” are floor coverings that are installed and which can span wall to wall, whereas “Rugs” are generally movable. By this definition, rugs should be considered a subset of carpets.

فرش
قالی

لایه قشر قالی غرش که بیشتر به معنی قشر یا لایه است
تو این جمله معنیش لایه هست که در کتاب pre2 هم اومده she hated a carpet of chocolate and she could not eat it معنیش میشه او از لایه ی شکلاتی متنفر بود و نمی توانست ان را بخورد

چند معنی داره ، این کلمه هم معنی فرش و قالی رو میده ولی به معنی سجاده هم هست. . . .
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما