cardinal number

/ˈkɑːrdɪnl̩ˈnəmbər//ˈkɑːdɪnl̩ˈnʌmbə/

معنی: عدد اصلی
معانی دیگر: چهار خلط، اخلاط اربعه، چهارگش، (ریاضی) عدد اصلی، کاردینال (در مقابل عدد اردینال یا ترتیبی: ordinal number)
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: any number used to express quantity but not order. (Cf. ordinal number.)

جمله های نمونه

1. Take the familiar mathematical example of the greatest cardinal number.
[ترجمه ترگمان]مثال ریاضی آشنا را از بزرگ ترین عدد کاردینال بگیرید
[ترجمه گوگل]مثال های ریاضی آشنا از بزرگترین عدد هسته ای را ببینید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. And so ostensibly are the greatest cardinal number and the abominable snowman.
[ترجمه ترگمان]و به ظاهر بزرگ ترین عدد مازارین و آن آدم برفی شوم است
[ترجمه گوگل]و بنابراین ظاهرا بزرگترین عدد هسته ای و آدم برفی منفور هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Like the greatest cardinal number, Russell's class similarly fails to satisfy the requirement of coherence.
[ترجمه ترگمان]همانند بزرگ ترین عدد کاردینال، طبقه راسل نیز به همین ترتیب نمی تواند نیاز به انسجام را برآورده کند
[ترجمه گوگل]همانند بزرگترین عدد کریستال، کلاس راسل هم به همین ترتیب برآورده نشدن نیاز انسجام را نادیده می گیرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. With respect to rural development character, population cardinal number is large, the task is very formidable.
[ترجمه ترگمان]با توجه به ویژگی توسعه روستایی، تعداد cardinal جمعیت زیاد است، کار بسیار خطیر است
[ترجمه گوگل]با توجه به شخصیت توسعه روستایی، تعداد کریستالهای جمعیت بزرگ است، وظیفه بسیار مهیج است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. China"s peasant population cardinal number big, China"s industrialization advancement is unitary, causes to solve the fanner to be unemployed the question difficulty to enlarge.
[ترجمه ترگمان]عدد اصلی جمعیت روستایی چین بزرگ است، پیشرفت صنعتی شدن چین یک واحد واحد و واحد است که می تواند مشکل را حل کند تا مشکل بزرگ شود
[ترجمه گوگل]جمعیت دهقانان چین، تعداد کوهنوردان بزرگ است، پیشرفت صنعتی سازی چین یکپارچه است، باعث می شود مشکل بنیادین را حل کند که مشکل آن بزرگ شدن است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Huge user cardinal number and steady user growth are Tecent other business brings larger dominant position.
[ترجمه ترگمان]تعداد عظیم cardinal کاربر و رشد مداوم کاربر در کسب وکار دیگر جایگاه غالب تری را به ارمغان می آورد
[ترجمه گوگل]تعداد زیادی از مشتریان بزرگ و رشد کاربر ثابت Tecent کسب و کار دیگر موقعیت غالب غالب را به ارمغان می آورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. A cardinal number indicating absence of any or all units under consideration.
[ترجمه ترگمان]عدد اصلی که نشان دهنده عدم حضور یا همه واحدها تحت بررسی است
[ترجمه گوگل]شماره کاردینال نشان دهنده عدم وجود یک یا چند واحد مورد نظر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. He indicated that the baidu user cardinal number and the difference are big.
[ترجمه ترگمان]او نشان داد که عدد اصلی baidu کاربر و تفاوت بزرگ هستند
[ترجمه گوگل]او اشاره کرد که تعداد کاردیو کاربر Baidu و تفاوت بزرگ هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Cardinal number is too large.
[ترجمه ترگمان]تعداد کاردینال خیلی بزرگ است
[ترجمه گوگل]شماره کاردینال خیلی بزرگ است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. All on - the - job worker partakes be expended in pay of single cardinal number.
[ترجمه ترگمان]تمام کارگران در شغل باید صرف پرداخت یک عدد اصلی شوند
[ترجمه گوگل]همه کارگران در محل کار باید در پرداخت عدد اصلی کاردینال صرف شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The ginseng that this wants to see you keeps cardinal number.
[ترجمه ترگمان] اشقه که این می خواد ببینه شما شماره کاردینال رو نگه دارید
[ترجمه گوگل]جینسنگ که این را می خواهد ببیند شما عدد مغزی را نگه می دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Current, the homepage of Yahoo uses 33 kinds of different encode cardinal number to generate.
[ترجمه ترگمان]در حال حاضر، صفحه اصلی Yahoo از ۳۳ نوع کدگذاری شده متفاوت برای تولید استفاده می کند
[ترجمه گوگل]در حال حاضر، صفحه اصلی یاهو از 33 نوع مختلف کدنویسی اصلی برای تولید استفاده می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. CSHORT, for example, means'signed short integer used as a cardinal number. "
[ترجمه ترگمان]برای مثال، CSHORT به معنی یک عدد صحیح امضا شده به عنوان عدد اصلی است
[ترجمه گوگل]به عنوان مثال، CSHORT به معنای عدد صحیح کوتاه علامت است که به عنوان عدد اصلی نامیده می شود '
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The number of books on a shelf can be described by a single cardinal number.
[ترجمه ترگمان]تعداد کتاب های روی یک قفسه را می توان با یک عدد کاردینال واحد توصیف کرد
[ترجمه گوگل]تعدادی از کتاب ها در یک قفسه را می توان با یک شماره واحد مرکزی توصیف کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

عدد اصلی (اسم)
cardinal number

تخصصی

[کامپیوتر] عدد اصلی .
[ریاضیات] عدد اصلی

به انگلیسی

• positive whole number, positive number which does not have a decimal or fraction
a cardinal number is a number that is used for counting, such as 1, 3, and 10; compare ordinal number.

پیشنهاد کاربران

cardinal number ( ریاضی )
واژه مصوب: عدد اصلی
تعریف: عددی که بر تعداد اعضای یک مجموعۀ متناهی یا نامتناهی دلالت می کند
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما