caraway

/ˈkærəˌwe//ˈkærəweɪ/

معنی: زیره، زیره سیاه، درخت زیره
معانی دیگر: کشتی کاراول (که ناوی سبک و تندرو بود و بیشتر در اسپانیا و پرتغال سده های پانزده و شانزده به کار می رفت)، (گیاه شناسی)، گیاه زیره (carum carvi از خانواده ی umbel)
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: an herb bearing clusters of white flowers and aromatic, spicy seeds used as flavoring.

(2) تعریف: the seed of this plant.

جمله های نمونه

1. Brussels sprouts in browned butter with caraway seeds.
[ترجمه ترگمان]کلم بروکسل در کره بادام زمینی با دانه های caraway جوانه می زند
[ترجمه گوگل]جوانه های بروکسل در کره برنج با دانه های کره ای
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Caraway did say before the trial that she wondered if Simpson could have committed such a horrible crime.
[ترجمه ترگمان]آقای \"Caraway\" قبل از دادگاه گفت که \"سیمپسون\" میتونه همچین جرم وحشتناکی رو مرتکب شده باشه
[ترجمه گوگل]کراوای قبل از محاکمه می گوید که او می پرسد که اگر سیمپسون چنین جنایت وحشتناکی مرتکب شده باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Carvone : Ketone found in caraway, dill and spearmint oils.
[ترجمه ترگمان]Carvone: ketone در caraway، dill و spearmint یافت می شود
[ترجمه گوگل]کاروون کتون در روغن های کره ای، کرفس و روغن زیتون یافت می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Caraway has a nutty smell and is also an herb useful to digestion.
[ترجمه ترگمان]caraway بوی nutty دارد و نیز یک گیاه مفید برای هضم است
[ترجمه گوگل]Caraway دارای بوی نادری است و همچنین یک گیاه مفید برای هضم است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. You will be given a sample of either caraway oil or spearmint oil.
[ترجمه ترگمان]یک نمونه از روغن caraway و یا روغن زیتون به شما داده خواهد شد
[ترجمه گوگل]به شما یک نمونه از روغن زیره سبز یا روغن زیتون داده می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Scandinavian liquor usually flavored with caraway seeds.
[ترجمه ترگمان]اسکاندیناوی معمولا با دانه های سیاه مخلوط میشه
[ترجمه گوگل]مشروب فروشی اسکاندیناوی معمولا با دانه های کره ای طعم دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Brushwith egg white and sprinkle with caraway and poppy seeds as desired.
[ترجمه ترگمان]سفیده تخم مرغ را سفید کنید و دانه های سویا و دانه های خشخاش را به عنوان دل خواه روی آن بریزید
[ترجمه گوگل]برس با تخم مرغ سفید کنید و با گلبرگ و دانه خشخاش به صورت دلخواه بپزید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Black Pepper, Ginger, Turmeric, Cumin Seed, Caraway Seed, Nutmeg, Cassia.
[ترجمه ترگمان]فلفل سیاه، زنجبیل، Turmeric، دانه دانه، دانه کولا، Nutmeg، cassia
[ترجمه گوگل]فلفل سیاه، زنجبیل، زردچوبه، زیره سبز، تخم چمن زنی، مغز گردو، Cassia
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Nine - year - old Caraway is an indispensable help for the family, Yunnan, 199
[ترجمه ترگمان]caraway ۹ ساله کمک ضروری برای خانواده، Yunnan، ۱۹۹ نفر است
[ترجمه گوگل]یک ساله Caraway یک کمک ضروری برای خانواده، یوننان، 199 است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Kummel is German for caraway, and weck is the word for roll in the southern German dialect.
[ترجمه ترگمان]Kummel آلمانی است و weck واژه for در گویش آلمانی جنوبی است
[ترجمه گوگل]Kummel آلمانی است برای کلاه گیس، و weck کلمه رول در گویش جنوب آلمان است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Brussels sprouts with mustard, apples and caraway.
[ترجمه ترگمان]بروکسل به همراه خردل، سیب و caraway جوانه می زند
[ترجمه گوگل]جوانه های بروکسل با خردل، سیب و چیپس
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. It was here that Frankie hid the black sharp-tasting seeds that he picked from her caraway cake.
[ترجمه ترگمان]این جا بود که فرانکی تخم طلا را که از کیک سیاه پوشیده بود پنهان کرد
[ترجمه گوگل]اینجا بود که فرانکی مخلوقات دانه های مزه تیز سیاه را که از کیک فلفل او برداشت کرده بود، مخفی کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Fujisaki brusquely turned him down, but the judge said Baker could ask the jurors about Caraway after the verdict.
[ترجمه ترگمان]Fujisaki با خشونت او را پایین آورد، اما قاضی گفت که بیکر می تواند از هیات منصفه در مورد caraway بعد از حکم سوال کند
[ترجمه گوگل]فوجیساکی به طور ناگهانی او را رد کرد، اما قاضی گفت بیکر می تواند از اعضای هیئت منصفه درباره کراوای پس از حکم درخواست کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Fujisaki said he decided to tighten previous restrictions after learning that Caraway had agreed to a television interview.
[ترجمه ترگمان]Fujisaki گفت پس از آگاهی از اینکه caraway با یک مصاحبه تلویزیونی موافقت کرده است، تصمیم به تنگ کردن محدودیت های قبلی گرفت
[ترجمه گوگل]فوجیساکی گفت پس از اینکه متوجه شد که Caraway با مصاحبه تلویزیونی موافق است، تصمیم گرفت محدودیت های قبلی را تشدید کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Cook for an hour or until meat is tender. 2 Add potatoes and caraway seeds.
[ترجمه ترگمان]تا یک ساعت کوک یا تا وقتی که گوشت نرم شود [ ۲ ] سیب زمینی و دانه های caraway را اضافه کنید
[ترجمه گوگل]یک ساعت بخورید یا تا زمانی که گوشت مرطوب باشد 2 سیب زمینی و دانه سیب زمینی را اضافه کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

زیره (اسم)
caraway, cumin

زیره سیاه (اسم)
caraway

درخت زیره (اسم)
caraway

تخصصی

[صنایع غذایی] زیره سبز: گیاهی دو ساله از تیره جعفری که دانه آن دارای عطر و طعم خاص است در غذا به عنوان ادویه استفاده میشود

به انگلیسی

• white-flowered aromatic plant which produces seeds used as a seasoning and in medicine
caraway is a plant with seeds that are used in cooking.

معنی یا پیشنهاد شما