• (1)تعریف: a sudden, impulsive change of mind or direction, or an unpredictable action. • مترادف: capriccio, crotchet, humor, quirk, vagary, whim, whimsy • مشابه: brain wave, eccentricity, fancy, folly, freak, idea, idiocy, idiosyncrasy, impulse, twist
- On one of his caprices, he bought himself a yacht, but he's never gotten around to sailing it.
[ترجمه گوگل] او با یکی از هوسبازیهایش، برای خودش یک قایق تفریحی خرید، اما هرگز نتوانست با آن قایقرانی کند [ترجمه ترگمان] با یکی از هوس های او، خود را یک کشتی تفریحی خریده، اما هیچ وقت به گردش نرفته است [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
• (2)تعریف: a tendency to unpredictable changes; capriciousness. • مترادف: capriciousness, fancy, unpredictability • مشابه: eccentricity, idiosyncrasy, oddity, peculiarity
• (3)تعریف: in music, a capriccio. • مترادف: capriccio
جمله های نمونه
1. The smart set is/are going to the Caprice restaurant this season.
[ترجمه ape] این فصل، زوج باهوش به رستوران کاپریس می روند
|
[ترجمه گوگل]مجموعه هوشمند در این فصل به رستوران کاپریس می رود [ترجمه ترگمان]این مجموعه هوشمندانه در این فصل به رستوران Caprice می رود [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
2. Don't act on caprice. Study your problem.
[ترجمه گوگل]بر اساس هوسبازی عمل نکنید مشکل خود را مطالعه کنید [ترجمه ترگمان]از روی هوس کاری نکن مشکلت رو بررسی کن [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
3. They subscribe to it not for reasons of caprice, but because eminent judicial authority has reiterated the notion over the years.
[ترجمه گوگل]آنها نه به دلایل هوسبازی، بلکه به این دلیل که مقامات برجسته قضایی این مفهوم را در طول سالیان متمادی تکرار کرده اند، آن را پذیرفته اند [ترجمه ترگمان]آن ها به دلایل دمدمی مزاجی موافق نیستند، بلکه به این دلیل که مرجع قضایی برجسته این مفهوم را در طول سالیان تکرار کرده است [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
4. It is a cacophony of caprice and color.
[ترجمه گوگل]این یک کاکفونی از هوس و رنگ است [ترجمه ترگمان]این یک سمفونی ناهماهنگ از دمدمی مزاجی و رنگ است [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
5. Human caprice crumbles before this necessity; there can be no human autonomy in the face of technical autonomy.
[ترجمه گوگل]هوسهای انسانی قبل از این ضرورت فرو میریزد در مقابل استقلال فنی، هیچ استقلال انسانی نمی تواند وجود داشته باشد [ترجمه ترگمان]هوس بشر پیش از این ضرورت نابود می شود؛ هیچ استقلال انسانی در صورت استقلال فنی وجود ندارد [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
6. As Caprice dances we both take a deep breath.
[ترجمه گوگل]همانطور که کاپریس می رقصد، هر دو نفس عمیقی می کشیم [ترجمه ترگمان]به عنوان dances که هر دو ما نفس عمیقی می کشیم [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
7. One day the King in a fit of caprice, sent a message to Kabir to come and sing before him.
[ترجمه گوگل]روزی پادشاه در حالی که هوس کرده بود به کبیر پیغام داد که بیاید و پیش او بخواند [ترجمه ترگمان]یک روز پادشاه با هوس و هوس پیامی به کبیر فرستاد تا بیاید و قبل از او آواز بخواند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
8. To execute any caprice or order of her patients is her chiefest joy and reward.
[ترجمه گوگل]اجرای هر هوس یا دستور بیمارانش بزرگترین لذت و پاداش اوست [ترجمه ترگمان]برای انجام هر هوسی یا سفارش دادن بیماران، بزرگ ترین شادی و پاداش است [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
9. Ada and I agreed that this Caprice about the wind was a fiction.
[ترجمه گوگل]من و آدا موافق بودیم که این کاپریس درباره باد یک داستان تخیلی بود [ترجمه ترگمان]آدا و من توافق کردیم که این Caprice در مورد باد داستانی تخیلی است [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
10. He acted not from reason, but from caprice.
[ترجمه گوگل]او نه از روی عقل، بلکه از روی هوس عمل کرد [ترجمه ترگمان]او بی دلیل عمل نکرده بود، بلکه از بل هوسی های نا بل خوشش می آمد [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
11. With a sudden caprice of the wind, the boat was turned over.
[ترجمه گوگل]با هجوم ناگهانی باد، قایق واژگون شد [ترجمه ترگمان]قایق با هوسی ناگهانی قایق را فرا گرفت [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
12. This is also the side of my caprice and restiveness, and still will consist this spirit .
[ترجمه گوگل]این نیز جنبه هوسبازی و ناآرامی من است و همچنان این روحیه را تشکیل خواهد داد [ترجمه ترگمان]این هم آن طرف هوس و هوس من است، و باز هم این روح را تشکیل خواهم داد [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
13. This week one of London's best-loved restaurants Le Caprice – known for its celebrity clientele and unfussy, comforting food – reopens its door after a refurbishment to celebrate its 30th birthday.
[ترجمه گوگل]این هفته یکی از محبوبترین رستورانهای لندن Le Caprice – که به خاطر مشتریان مشهور و غذاهای بیهیجان و دلانگیزش معروف است – پس از بازسازی درب خود را برای جشن تولد 30 سالگی خود باز میکند [ترجمه ترگمان]این هفته یکی از بهترین رستوران های لندن لی Caprice معروف به مشتریان معروف و unfussy، غذاهای آرامش بخش است - در پس از یک نوسازی برای جشن گرفتن سی امین سالگرد تولدش، در خود را بازگشایی می کند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
14. His lack of money was the result of caprice in spending on unnecessary things.
[ترجمه گوگل]بی پولی او نتیجه هوسبازی در خرج کردن چیزهای غیر ضروری بود [ترجمه ترگمان]فقدان پول ناشی از دمدمی مزاجی در خرج کردن چیزهای غیر ضروری بود [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید