🔸 معادل فارسی:
• بهره برداری کردن از | استفاده کردن از
• سود جستن از | بهره گرفتن از
• نهایت استفاده را بردن از | به نفع خود تمام کردن
🔸 مثال ها:
• The company capitalised on the growing demand for electric cars.
... [مشاهده متن کامل]
این شرکت از تقاضای رو به رشد خودروهای برقی بهره برداری کرد.
• The opposition tried to capitalise on the government’s mistakes.
اپوزیسیون تلاش کرد از اشتباهات دولت بهره برداری کند.
• She capitalised on her early success to launch a new business.
او از موفقیت اولیه اش برای راه اندازی یک کسب وکار جدید استفاده کرد.
• The team capitalised on a defensive error to score.
این تیم از یک اشتباه دفاعی برای گلزنی استفاده کرد.
• بهره برداری کردن از | استفاده کردن از
• سود جستن از | بهره گرفتن از
• نهایت استفاده را بردن از | به نفع خود تمام کردن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
این شرکت از تقاضای رو به رشد خودروهای برقی بهره برداری کرد.
اپوزیسیون تلاش کرد از اشتباهات دولت بهره برداری کند.
او از موفقیت اولیه اش برای راه اندازی یک کسب وکار جدید استفاده کرد.
این تیم از یک اشتباه دفاعی برای گلزنی استفاده کرد.
بهره بردن از چیزی capitalize on sth
می تونه معنی benefit داشته باشه
می تونه معنی benefit داشته باشه