capacitor

/kəˈpæsətər//kəˈpæsɪtə/

معنی: باطری، انباره، خازن، ذخیره کننده برق
معانی دیگر: (برق) وابسته به برق پذیری (یا برق گنجایی)، (برق) اندوزه، برق گنجان، گنجان (condenser هم می گویند)

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: a device for collecting and storing an electric charge, usu. consisting of two conductors with equal, opposite charges, separated by an insulator; condenser.

جمله های نمونه

1. capacitor motor
موتور اندوزه

2. to discharge a capacitor
تخلیه کردن خازن

3. Of course, eventually the samples reach the last capacitor in the chain, where they provide the output signal before being discarded.
[ترجمه ترگمان]البته، در نهایت این نمونه ها به آخرین خازن در زنجیر می رسند و قبل از دور شدن، سیگنال خروجی را فراهم می کنند
[ترجمه گوگل]البته، در نهایت نمونه ها به آخرین خازن در زنجیره می رسند، جایی که آنها سیگنال خروجی را قبل از رها کردن فراهم می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Connecting a diode in parallel with the capacitor C converts the astable multivibrator into a monostable multivibrator with one stable state.
[ترجمه ترگمان]اتصال یک دیود به موازات خازن C به تبدیل astable به یک حالت پایدار با یک حالت پایدار تبدیل می شود
[ترجمه گوگل]اتصال دیود به موازات با خازن C، چندتویبراتور مقیاس را به یک مولتی ویبراتور monostable با یک حالت پایدار تبدیل می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Figure illustrates this for the same capacitor as that in Figure
[ترجمه ترگمان]شکل ۲ این را برای همان خازن که در شکل نشان داده شده است نشان می دهد
[ترجمه گوگل]شکل این را برای خازن مشابه همان شکل را نشان می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Meanwhile, the second capacitor passes its charge on to the third capacitor.
[ترجمه ترگمان]در همین حال، خازن دوم بار خود را به خازن سوم منتقل می کند
[ترجمه گوگل]در ضمن، خازن دوم شارژ خود را به خازن سوم منتقل می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Instead of batteries, it is powered by a capacitor which stores an electrical charge good for about an hour of ringing.
[ترجمه ترگمان]به جای باتری ها، توسط یک خازن که یک شارژ الکتریکی را به مدت یک ساعت زنگ زدن ذخیره می کند، کار می کند
[ترجمه گوگل]به جای باطریها، از یک خازن تشکیل شده است که بار الکتریکی خوبی برای حدود یک ساعت زنگ دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Instead timing circuits use a fixed capacitor and a variable resistor if it is necessary to vary the time period.
[ترجمه ترگمان]در عوض مدارات زمان بندی، یک خازن ثابت و یک مقاومت متغیر را در صورتی که برای تغییر دوره زمانی لازم است، استفاده می کنند
[ترجمه گوگل]در عوض، مدارهای زمانی از یک خازن ثابت و یک مقاومت متغیر استفاده می کنند، اگر لازم است دوره زمانی متفاوت باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. By sharing one capacitor in the DC side, this circuit configuration can not only implement individual phase control, suppress fluctuation of capacitor voltage, but also implement the modular design.
[ترجمه ترگمان]با به اشتراک گذاری یک خازن در طرف DC، این پیکربندی مدار تنها نمی تواند کنترل فاز فردی را اجرا کند، نوسان ولتاژ خازن را مهار کند، بلکه طراحی پیمانه ای را نیز اجرا کند
[ترجمه گوگل]با به اشتراک گذاشتن یک خازن در سمت DC، این پیکربندی مدار نه تنها می تواند کنترل فاز فردی را اجرا کند، نوسان ولتاژ خازن را خنثی می کند، بلکه همچنین طراحی مدولار را نیز اجرا می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. In this paper excellences of switched capacitor circuit are summarized. And asr new-type of four-quadrant analog multiplier with switched capacitor technol-logy is given.
[ترجمه ترگمان]در این مقاله، مزایای مدار خازنی تغییر یافته به طور خلاصه ارائه شده است و asr نوع جدید از ضرب کننده آنالوگ چهار ربعی با technol switched به کار گرفته می شود
[ترجمه گوگل]در این مقاله مقدماتی از مدار خازنی سوئیچ خلاصه شده است و همچنین نوع جدیدی از آنالوگ چهارگانه چهار ضلعی با تکنولوژی خازن سوئیچ داده شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Please note that the capacitor C10 must be removed.
[ترجمه ترگمان]لطفا توجه داشته باشید که خازن C۱۰ باید حذف شود
[ترجمه گوگل]لطفا توجه داشته باشید که خازن C10 باید برداشته شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. It is a schematic diagram of the manufacturing process at that level of detail for a simple capacitor.
[ترجمه ترگمان]این یک نمودار شماتیک از فرآیند تولید در آن سطح از جزئیات برای یک خازن ساده است
[ترجمه گوگل]این نمودار مدارکی از فرایند تولید در آن سطح جزئیات برای یک خازن ساده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Gates IC1c and IC1d make up the monostable along with timing capacitor C1 and resistor R
[ترجمه ترگمان](گیتس)و IC۱d the را همراه با خازن زمان بندی C۱ و مقاومت R تشکیل می دهند
[ترجمه گوگل]گیتس IC1c و IC1d monostable همراه با زمان خازن C1 و مقاومت R را تشکیل می دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The Zener then gets a kick when the radio is turned on and capacitor C1 partially discharges through it.
[ترجمه ترگمان]سپس هنگامی که رادیو روشن شد و خازن C [ ۱ ] تا حدی از آن تخلیه می شود، The یک ضربه وارد می کند
[ترجمه گوگل]پس از آن زینور هنگامی که رادیو روشن است خاموش می شود و سپس خازن C1 از آن خارج می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. The accumulator vanes within the hood energize the conductors and insulators of the capacitor to power this incandescent discharge.
[ترجمه ترگمان]با تجمع با بار استاتیک تجمع یافته در کاپوت، رساناهای و مقره های الکتریکی خازن را انرژی می دهد تا این تخلیه رشته ای را به قدرت برساند
[ترجمه گوگل]انبساط انبساط در داخل هود، هادی ها و مقره های خازن را برای تأمین این تخلیه لعابدار انرژی می دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

باطری (اسم)
battery, cell, capacitor

انباره (اسم)
battery, capacitor, storage, storage battery

خازن (اسم)
capacitor, treasurer

ذخیره کننده برق (اسم)
capacitor

تخصصی

[علوم دامی] دستگاه الکترونیکی که بار را ذخیره می کند
[شیمی] خازن، اندوزه، برق گنجان، گنجان (condenser هم می گویند)
[سینما] خازن
[کامپیوتر] خازن
[برق و الکترونیک] خازن سی عنصری متشکل از دو صفحه ی رسانا که توسط یک ماده ی دی الکتریک نظیر هوا، کاغذ، میکا، سرامیک، شیشه، یا پلی استر از هم جدا شده اند. خازن انرژی الکتریکی را ذخیره می کند، و جریان متناوب را بسته به مقدار ظرفیت خود و بسامد جریان عبور می دهد. قبلاُ condenser نامیده می شد. - خازن
[مهندسی گاز] خازن
[نساجی] خازن
[ریاضیات] خازن

به انگلیسی

• condenser, device which stores electricity while an operation is in progress (electricity)

پیشنهاد کاربران

در برق
وسیله ای الکتریکی است که می تواند بار الکتریکی و انرژی الکتریکی را در خود ذخیره کند
capacitor ( فیزیک )
واژه مصوب: خازن
تعریف: وسیله‏ای برای ذخیره کردن بار و انرژی الکتریکی، متشکل از دو رسانا که با یک نارسانا از یکدیگر جدا می‏شوند
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما