cannot afford to

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• تواناییِ تحمّل ( هزینه یا پیامد ) را نداشتن
• استطاعتِ مالی یا سیاسی نداشتن
• نتوانستنِ اجازه دادن به وقوعِ چیزی
🔸 مثال ها:
• "The country cannot afford to ignore the growing threat of climate change. "
...
[مشاهده متن کامل]

این کشور نمی تواند تهدیدِ فزاینده ی تغییراتِ اقلیمی را نادیده بگیرد.
• "Small businesses cannot afford to lose their loyal customers in a competitive market. "
کسب وکارهایِ کوچک در بازارِ رقابتی نمی توانند مشتریانِ وفادارِ خود را از دست بدهند.
• "The government cannot afford to make another mistake in its economic policy. "
دولت نمی تواند در سیاستِ اقتصادیِ خود اشتباهِ دیگری مرتکب شود.