calque


(زبان و ترجمه - واژه ای که از ترجمه ی جز به جز واژه ی خارجی درست شده باشد مثلا واژه ی ((سیب زمینی)) که از pomme de terre فرانسوی ترجمه شده و یا واژه ی masterpiece که از لغت آلمانی meisterstuck ترجمه شده)، واژه ی کالک، واژه ی برساخت، واژه ی ترگمانی

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: a word adopted into one language from another through the translation of each root or morpheme of the foreign word.

- In English, the word "masterpiece" is a calque of the Dutch word "meesterstuk."
[ترجمه گوگل] در زبان انگلیسی، کلمه "شاهکار" حسابی از کلمه هلندی "meesterstuk" است
[ترجمه ترگمان] واژه \"شاهکار\" به زبان انگلیسی کلمه \"شاهکار\" هلندی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- In French, the word "gratte-ciel" is a calque based on the translation of the words "scrape" and "sky" in the English compound word "skyscraper."
[ترجمه گوگل] در زبان فرانسه، کلمه "gratte-ciel" یک حساب بر اساس ترجمه کلمات "خراش" و "آسمان" در کلمه ترکیبی انگلیسی "skyscraper" است
[ترجمه ترگمان] به زبان فرانسه کلمه \"gratte - ciel\" براساس ترجمه کلمه \"خراش\" و \"آسمان\" در کلمه \"آسمان خراش\" انگلیسی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

انگلیسی به انگلیسی

• loan translation, word or expression introduced to one language as a direct literal translation from another language
form a word or expression using the process of loan translation

پیشنهاد کاربران

در زبان شناسی، **قرض گیری ترجمه ای** یا **واژه سازی ترجمه یی** ( calque ) فرایندی است که در آن یک واژه یا عبارت از زبانی دیگر به صورت تک به تک ( واژه به واژه یا تکواژ به تکواژ ) ترجمه می شود و به این صورت یک ساخت جدید در زبان مقصد پدید می آید. به عبارت دیگر، به جای قرض گرفتن مستقیم تلفظ و شکل واژه، معنی و ساختار درونی آن را با عناصر بومی زبان خود بازسازی می کنیم.
...
[مشاهده متن کامل]

### تفاوت calque با وامواژه ( loanword )
- **وامواژه** ( مانند *computer* → کامپیوتر، *internet* → اینترنت ) : تلفظ و شکل خارجی تا حدی حفظ می شود.
- **کالک** ( مانند *skyscraper* → آسمان خراش ) : تک تک اجزای خارجی معادل بومی خود را پیدا می کنند و کنار هم قرار می گیرند.
### مثالهای معروف کالک در انگلیسی ( که از زبان های دیگر گرفته )
| زبان مبدأ | عبارت اصلی | کالک در انگلیسی | معنی |
| - - - - - - - - - - - | - - - - - - - - - - - - | - - - - - - - - - - - - - - - - | - - - - - - - |
| فرانسوی | *gratte - ciel* | *skyscraper* | آسمان خراش ( به معنای واقعی: آسمان را می خراشد ) |
| فرانسوی | *souris d’ordinateur* | *computer mouse* | موشی کامپیوتری ( دستگاه اشاره گر ) |
| آلمانی | *Lehnwort* | *loanword* | وامواژه ( به معنای واقعی: واژهٔ قرضی ) |
| آلمانی | *�bersetzung* | *translation* | ترجمه ( از روی ساختار ) |
| لاتین | *substantia* | *substance* | جوهر ( از نظر کالک: sub stance = زیر ایستادن ) |
| یونانی | *sympathēs* | *sympathy* | همدردی ( syn pathos = هم احساس ) |
| چینی ( ماندارین ) | 电脑 ( di�nnǎo ) | *electric brain* ( کالکش در انگلیسی معمول نشده، اما در فارسی �رایانه� معادل فکری دارد ) | کامپیوتر |
### مثالهای معروف کالک در فارسی از انگلیسی
فارسی نیز بسیار از کالک استفاده می کند:
- *skyscraper* → **آسمان خراش**
- *railway* → **راه آهن**
- *television* → **دورنما** ( دور نما ) که بعداً **تلویزیون** رایج تر شد.
- *microscope* → **ریز بین** ( ریز بین ) یا **میکروسکوپ**
- *hard disk* → **دیسک سخت** ( کالک نیمه تمام )
- *software* → **نرم افزار**
- *hardware* → **سخت افزار**
### اهمیت کالک در زبان
1. **زایایی** : زبان می تواند مفاهیم جدید را بدون وام گیری مستقیم و بیگانه آوا بسازد.
2. **شفافیت** : کالک ها غالباً معنای خود را از روی اجزایشان برملا می کنند ( مثلاً �نرم افزار� در مقابل �سافت ویر� فارسی زبان می فهمد که چیست ) .
3. **سیاست زبانی** : برخی فرهنگستان های زبان ( مثل فرهنگستان زبان فارسی ) کالک را به وامواژه ترجیح می دهند تا از زبان بومی محافظت کنند.

calque ( زبان‏شناسی )
واژه مصوب: گَرده‏برداری
تعریف: نوعی وام‏گیری که در آن سازه‏های واژه یا عبارت وام‏گرفته‏شده در زبان وام‏گیرنده یک به‏یک ترجمه و برای هریک معادلی برگزیده می شود
گرته برداری
در زبانشناسی. یعنی Loan translation
- نوعی عملیات ساخت واژه که در آن ترجمه ی یک وند یا یک کلمه در یک زبان با ترجمه آن در زبان دیگر برابر است .
مثال:
آسمانخراش - - - - skyscraper
" calque or loan translation is a type of borrowing "

گرته برداری ( ترجمه لغت در زبانی دیگر )