🔸معادل فارسی:
• زیر سؤال بردن، مورد تردید قرار دادن
• باعث ایجاد شک و تردید شدن ( در مورد اعتبار، درستی یا کارایی چیزی )
• به چالش کشیدن یک باور، تصمیم یا شواهد قبلی
🔸 مثال ها:
• This new evidence calls into question everything we thought we knew about the case.
... [مشاهده متن کامل]
این شواهد جدید، هر آنچه را که درباره پرونده می دانستیم، زیر سؤال می برد.
• His recent behavior calls into question his suitability for the job.
رفتار اخیر او، مناسب بودنش برای این شغل را مورد تردید قرار می دهد.
• The latest report calls into question the effectiveness of the current policy.
گزارش جدید، کارایی سیاست فعلی را زیر سؤال برده است.
• زیر سؤال بردن، مورد تردید قرار دادن
• باعث ایجاد شک و تردید شدن ( در مورد اعتبار، درستی یا کارایی چیزی )
• به چالش کشیدن یک باور، تصمیم یا شواهد قبلی
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
این شواهد جدید، هر آنچه را که درباره پرونده می دانستیم، زیر سؤال می برد.
رفتار اخیر او، مناسب بودنش برای این شغل را مورد تردید قرار می دهد.
گزارش جدید، کارایی سیاست فعلی را زیر سؤال برده است.
زیر سوال بردن