call upon

شبکه مترجمین ایران

به انگلیسی

• make short visit to; turn to for help, able to appeal to ; invite; require seriously; make a claim of a debt; invoke; draw out a response from someone; pray, worship (e.g., call upon god)

پیشنهاد کاربران

دعوت کردن، فرا خواندن
درخواست کردن
Require
سوال کردن ask
روی آوردن ( به چیزی یا شخصی ) برای کمک
بهره گرفتن
چیزی یا کسی را احضار کردن
ملاقات کوتاه داشتن با ( برای درخواست )
مراجعه برای درخواست کمک
درخواست کمک یا اطلاعات
توانایی درخواست کردن
مطالبه قرض یا وام
بیرون کشیدن پاسخ از کسی
نماز ، دعا ، تقاضا ، پرستش

دیدار کوتاه داشتن
when called upon by the staff or other patient he spoke amiably and briefly .
وقتی کارکنان یا سایر بیماران مورد خطاب قرارش می دادند پاسخی مهربانانه و کوتاه دریافت می کردند.

_مورد خطاب قرار دادن
به کسی سر زدن
صدا کردن کسی ، مثلا سر کلا معلم بچه ها رو مخاطب قرار میده و میخواد که اونا جواب بدن
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما