🔸 معادل فارسی:
• رو کردن
• دست کسی را خواندن
• ادعای کسی را به چالش کشیدن
🔸 مثال ها:
( بازی ) In poker, if you think your opponent is faking a strong hand, you can call their bluff.
... [مشاهده متن کامل]
در پوکر، اگر فکر می کنی حریف دست قوی را تقلید می کند، می توانی دستش را بخوانی.
( تهدید ) He said he would fire me if I didn't work overtime, so I called his bluff and went home.
گفت اگر اضافه کاری نکنم اخراجم می کند، من هم دستش را خواندم و رفتم خانه.
( سیاست ) The workers' union called the management's bluff and went on strike.
اتحادیه کارگران دست مدیریت را خواند و دست به اعتصاب زد.
( روزمره ) She kept bragging about her connections, so I finally called her bluff and asked her to introduce me.
مدام از ارتباطاتش لاف می زد، تا این که بالاخره دستش را خواندم و گفتم من را معرفی کند.
• رو کردن
• دست کسی را خواندن
• ادعای کسی را به چالش کشیدن
🔸 مثال ها:
( بازی ) In poker, if you think your opponent is faking a strong hand, you can call their bluff.
... [مشاهده متن کامل]
در پوکر، اگر فکر می کنی حریف دست قوی را تقلید می کند، می توانی دستش را بخوانی.
( تهدید ) He said he would fire me if I didn't work overtime, so I called his bluff and went home.
گفت اگر اضافه کاری نکنم اخراجم می کند، من هم دستش را خواندم و رفتم خانه.
( سیاست ) The workers' union called the management's bluff and went on strike.
اتحادیه کارگران دست مدیریت را خواند و دست به اعتصاب زد.
( روزمره ) She kept bragging about her connections, so I finally called her bluff and asked her to introduce me.
مدام از ارتباطاتش لاف می زد، تا این که بالاخره دستش را خواندم و گفتم من را معرفی کند.
بلوف کسی را خواندن - کسی بلوف می زند و دست او رو می شود