call off one's dog

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
( استعاری – رایج ) از شدت انتقاد کاستن، دست از سر کسی برداشتن، حمله کلامی را متوقف کردن
( در دعوا و مجادله ) عقب کشیدن، تنش را کم کردن
( در روابط ) از زیر سؤال بردن یا اذیت کردن کسی دست برداشتن
...
[مشاهده متن کامل]

🔸 مثال ها:
( رسانه ای – انتقاد شدید )
"The celebrity begged the tabloids to call off their dogs after the scandal broke. "
آن سلبریتی بعد از برملا شدن رسوایی، از روزنامه های زرد التماس کرد که دست از سرش بردارند.
( سیاسی )
"The opposition leader called on the government to call off its legal dogs against the protesters. "
رهبر اپوزیسیون از دولت خواست از پیگرد قانونی معترضان دست بکشد.
( محاوره – بین دوستان )
"I know you're upset, but call off your dogs. I already apologized. "
می دونم ناراحتی، اما بس دیگه. من عذرخواهی کردم.