🔸 معادل فارسی:
• خواهان بازپرداخت لطف یا قرض شدن، طلب کردن لطفی که قبلاً به کسی کرده ای
• از سر لطف یا احسان قبلی، حقی را طلب کردن
• درخواست بازپرداخت یک قرض یا لطف گذشته
🔸 مثال ها:
You helped them before, so now you can call in a marker.
... [مشاهده متن کامل]
قبلاً به آن ها کمک کردی، پس حالا می توانی آن لطف را طلب کنی.
When the company was going bankrupt, the owner called in all his markers.
وقتی شرکت در آستانه ورشکستگی بود، صاحب شرکت همه طلب های خود را درخواست کرد.
I'm not ready to call in that marker yet. I'll save it for a real emergency.
هنوز آماده طلب کردن آن لطف نیستم. آن را برای یک موقعیت واقعاً بحرانی نگه می دارم.
In politics, calling in markers is a common way to get things done.
در سیاست، طلب کردن لطف های قبلی یک راه رایج برای پیش بردن کارهاست.
• خواهان بازپرداخت لطف یا قرض شدن، طلب کردن لطفی که قبلاً به کسی کرده ای
• از سر لطف یا احسان قبلی، حقی را طلب کردن
• درخواست بازپرداخت یک قرض یا لطف گذشته
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
قبلاً به آن ها کمک کردی، پس حالا می توانی آن لطف را طلب کنی.
وقتی شرکت در آستانه ورشکستگی بود، صاحب شرکت همه طلب های خود را درخواست کرد.
هنوز آماده طلب کردن آن لطف نیستم. آن را برای یک موقعیت واقعاً بحرانی نگه می دارم.
در سیاست، طلب کردن لطف های قبلی یک راه رایج برای پیش بردن کارهاست.
call in a marker: اصطلاح در دنیای بیزنس/مافیا برای زمانی ست که قبلاً لطفی به کسی کردی و حالا می خوای ازش استفاده کنی
از فیلم Inside Man
You just have to call in a few markers, that's all.
فقط باید چند تا دین قدیمی رو به جا بیاری، همین.
ترجمه توسط ChatGpt
از فیلم Inside Man
فقط باید چند تا دین قدیمی رو به جا بیاری، همین.
ترجمه توسط ChatGpt