1 This situation calls for immediate action 🧠 این وضعیت اقدام فوری می طلبد
2 The crisis calls for strong leadership 🧠 این بحران رهبری قوی می خواهد
3 Such behavior calls for an apology 🧠 چنین رفتاری عذرخواهی می طلبد
... [مشاهده متن کامل]
4 The results call for further investigation 🧠 این نتایج نیاز به بررسی بیشتر دارد
5 The weather calls for a jacket 🧠 هوا ایجاب می کند کاپشن بپوشی
6 This kind of mistake calls for serious consequences 🧠 این جور اشتباه عواقب جدی می طلبد
7 The plan calls for patience and discipline 🧠 این برنامه صبر و انضباط می خواهد
8 The situation called for calm, not panic 🧠 این موقعیت آرامش می خواست، نه وحشت
9 What he did calls for punishment 🧠 کاری که کرد مستحق تنبیه است
10 The moment calls for honesty 🧠 این لحظه صداقت می طلبد
Chatgpt
خواستار . . . بودن
خواستار شدن
خواهان شدن
طلبیدن
فراخوان
A call for a vote of no - confidence in the president was rejected.
دعوت کردن؛
To require or make something necessary. “Call for” is a phrase that suggests a need or demand for a particular action or response. نیاز داشتن یا ایجاب کردن
نیاز یا تقاضا برای یک اقدام یا پاسخ خاص را نشان می دهد.
... [مشاهده متن کامل]
مثال؛
For instance, a situation might call for immediate action to address a problem.
A friend might say, “The weather calls for a jacket today. ”
A teacher might say, “The assignment calls for extensive research and analysis. ”
درخواست کردن، مطالبه کردن
Rights groups have renewed calls for US president joe biden to halt weapons tranfers to israelگروه های حقوق بشر مجدداً از جو بایدن، رئیس جمهور آمریکا خواسته اند تا ارسال تسلیحات به اسرائیل را متوقف کند.
... [مشاهده متن کامل]
طلبیدن، نیاز داشتن، ایجاب کردن، ضروری دانستن
Your success calls for celebration
موفقیت شما جشن و سرور می طلبد ( ایجاب می کند )
دوستان یکی از معانیش میشه پیش بینی کردن
To predict.
میطلبه
But I think this steak calls for a great bottle of wine.
اما بنظر من این استیک یه بطری شراب ناب میطلبه.
ایجاب کردن
خواستار چیزی بودن
گویا، رسا، فصیح
نیاز داشتن_to require
Call for someone: رفتن جایی و کسی رو ورداشتن
Call for something: طلبیدن، ایجاب کردن
نیازداشتن، مستلزم بودن، تقاضاکردن، طلب کردن، درخواست کردن
درپی/به دنبال چیزی بودن، لازم دانستن، احساس نیازکردن
اعلام نیازکردن، خواستار/خواهان. . . شدن/بودن
( به خدا، کائنات ) روی آوردن، سراغ کسی/چیزی رفتن، پیش بینی کردن ( هوا )
آمدن وبردن، عیب جویی کردن، بازخواست کردن، نکوهش
( فریاد می زنند ) مطالبه می کنند : call for گروهی از افراد
( نیاز دارد ) می طلبد: نوعی از رفتار call for
پیش بینی کردن آب و هوا call for
Human Rights groups are calling for the release of political prisoners
... [مشاهده متن کامل]
گروه های حقوق بشری دارند آزادی زندانیان سیاسی را *فریادمی زنند ( مطالبه کنند ) *
Dealing with children who are so damaged *calls for* immense tact and sensitivity.
سر و کله زدن با بچه هایی که انقدر آسیب دیده هستند *می طلبد* درایت و حساسیت بسیار زیادی را
I’ll *call for* you at eight o'clock.
من ساعت۸ میام سراغت ( *میام دنبالت بریم* )
The forecast *calls for* more rain.
هواشناسی باران بیشتری را *پیش بینی کرد*
جاشه که، به جا بودن
He told you that you were an idiot? Well, I don't think that was called for
نیازمند بودن
مستلزم دانستن
۱ ) ( احساس ) نیاز کردن،
لازم دانستن
۲ ) خواستن، درخواست کردن
- ) Prominent voices among conservative political figures, analysts and media personalities are for the first time publicly calling for Iran to acquire a nuclear weapon. They call it “nuclear weapons as deterrent” with its own hashtag on Twitter
... [مشاهده متن کامل]
NEW YORK TIMES@
- ) The report called for sweeping changes to the health system
✅خواستارِ چیزی شدن، خواهانِ چیزی بودن
Iran has increasingly broken away from its commitments under the agreement, and US officials have warned that there are only weeks left to return to the deal given Iran's rapid nuclear developments. Tehran 👁️🗨️has called for👁️🗨️ broad sanctions relief before coming back into compliance with the deal
To require
To need
To demand
تقاضا کردن
در پی چیزی بودن، به دنبال چیزی بودن، فراخواندن، مطالبه کردن
مستلزم بودن
فرا خواندن
اعلامِ نیاز کردن، خواستارِ چیزی شدن، خواهانِ چیزی بودن
مثل . This question call for your commercialاین سئوال مثل آگهی بازرگانی شماست
پیش بینی کردن
The forecast called for rain
لازم داشتن ، نیاز داشتن ، درخواست کردن
تقاضا کردن، احضار کردن چیزی یا کسی بصورت قانونی، طلب کردن
به سراغ کسی رفتن
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٣٠)