caldron

/ˈkɔːrldrən//ˈkɔːldrən/

معنی: دیگ، پاتیل، کتری بزرگ
معانی دیگر: دیگ بزرگ، پاتیله، تیان، لوید
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: variant of cauldron.

جمله های نمونه

1. City College had a reputation as a caldron of black rage.
[ترجمه ترگمان]دانشگاه شهر به عنوان یک پاتیل از خشم سیاه شهرت داشت
[ترجمه گوگل]کالج شهر دارای شهرتی به عنوان کابین خشم سیاه و سفید بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Turn-of-the- century New Orleans was a caldron of cultures, equal parts poverty and wealth.
[ترجمه ترگمان]قرن بیست و نهم یک پاتیل از فرهنگ ها، بخش های مساوی فقر و ثروت بود
[ترجمه گوگل]قرن نوزدهم، نیواورلئان، کابین فرهنگ ها بود، فقر و ثروت را در بر می گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. A jet of coffee steam from the burnished caldron.
[ترجمه ترگمان]یک جت قهوه از آن پاتیل سبز روشن بیرون آمد
[ترجمه گوگل]جت بخار قهوه ای از کابین خرد شده
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I have to find a caldron to log completely in water.
[ترجمه ترگمان]من باید یک پاتیل پیدا کنم تا به طور کامل در آب ذخیره شود
[ترجمه گوگل]من باید یک کابین برای ورود به طور کامل در آب پیدا کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Water seethed in the caldron.
[ترجمه ترگمان]اب در دیگ می جوشید
[ترجمه گوگل]آب در کابین جمع شده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. What they have done, however, is turn the sleepy municipal bond industry into a caldron of backbiting and finger-pointing.
[ترجمه ترگمان]با این حال، کاری که آن ها انجام داده اند این است که صنعت اوراق قرضه شهرداری خواب آلود را تبدیل به یک دیگ of و pointing کرد
[ترجمه گوگل]با این حال، آنچه آنها انجام داده اند، صنایع پیوند شهری شهری را تبدیل به یک کابین بی نظیر و انگشت اشاره می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Trimethylcarbinol - isopentanol binary system vapor - liquid equilibrium date were measured with vapor liquid equilibrium caldron in 10
[ترجمه ترگمان]سیستم دوتایی system - isopentanol در حالت تعادل بخار مایع - مایع با یک دیگ بخار مایع بخار در ۱۰ اندازه گیری شد
[ترجمه گوگل]ترمتیلیک کربنول - ایزوپنتانول دوتایی سیستم بخار - تاریخ تعادل مایع با کولر تعادل مایع بخار در 10
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. For the past five days, Beijing has been a soupy caldron of humid, gray skies.
[ترجمه ترگمان]در طول پنج روز گذشته، پکن یک دیگ بخار آب و هوای مرطوب و مرطوب بوده است
[ترجمه گوگل]در پنج روز گذشته، پکن یک کابین سوپای از آسمان مرطوب و خاکستری بوده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Arc sprayed aluminium composite coating increaseservice life of reaction caldron up to the design life.
[ترجمه ترگمان]؟ Arc composite آلومینیوم و آلومینیوم reaction را به طول عمر طراحی مورد بررسی قرار داد
[ترجمه گوگل]پوشش کامپوزیت آلومینیوم اسپری کاسکو باعث افزایش عمر کابین واکنش تا عمر طراحی شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

دیگ (اسم)
furnace, pot, caldron, cauldron

پاتیل (اسم)
furnace, caldron, cauldron

کتری بزرگ (اسم)
caldron, cauldron

تخصصی

[زمین شناسی] کف آشیانه، مخزن ماگما.
[نساجی] دیگ - پاتیل

به انگلیسی

• large pot or kettle

معنی یا پیشنهاد شما