برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1387 100 1

cystic fibrosis

/ˌsɪstɪkfaɪˈbroʊsɪsˌsɪstɪkfaɪˈbroʊsɪs/ /ˌsɪstɪkfaɪˈbrəʊsɪsˌsɪstɪkfaɪˈbrəʊsɪs/

(پزشکی) لیف آماس کیسه ای (آماس لیف های لوزالمعده که موجب بدکار کردن این عضو و عفونت دستگاه تنفسی می گردد)، فیبروز کیسه ای

بررسی کلمه cystic fibrosis

اسم ( noun )
• : تعریف: a congenital disease usu. developing in childhood and characterized by poor digestion, breathing difficulties, and pancreatic inflammation.

واژه cystic fibrosis در جمله های نمونه

1. Cystic fibrosis is caused by a genetic defect.
[ترجمه ترگمان]بیماری ارثی که توسط یه نقص ژنتیکی بوجود اومده
[ترجمه گوگل]فیبروز کیستی ناشی از نقص ژنتیکی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Cystic fibrosis is the most common fatal genetic disease in the United States.
[ترجمه ترگمان]Cystic fibrosis شایع‌ترین بیماری ژنتیکی در ایالات‌متحده است
[ترجمه گوگل]فیبروز کیستیک شایع ترین بیماری ژنتیکی کشنده در ایالات متحده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Setting - National association for adults with cystic fibrosis.
[ترجمه ترگمان]ایجاد انجمن ملی برای بزرگسالان مبتلا به فیبروز کیستی ۱۱
[ترجمه گوگل]تنظیم - انجمن ملی بزرگسالان مبتلا به فیبروز کیستیک
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Weekly hours worked by adults with cystic fibrosis were not significantly different from those worked by the general population.
[ترجمه ترگمان]ساعات هفتگی که توسط بزرگسالان با فیبروز کیستی اتفاق افتاد تفاوت معنی‌داری با افرادی که در کل جمعیت کار می‌کر ...

معنی کلمه cystic fibrosis به انگلیسی

cystic fibrosis
• inherited children's disease in which there is fibrosis of the pancreas and respiratory infections

cystic fibrosis را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سیداسماعیل ملک شادخت
فیبروز سیستیک

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی cystic fibrosis
کلمه : cystic fibrosis
املای فارسی : کیستیک فیبروزیس
اشتباه تایپی : زغسفهز بهذقخسهس
عکس cystic fibrosis : در گوگل

آیا معنی cystic fibrosis مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )