برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1432 100 1

curve ball

بررسی کلمه curve ball

اسم ( noun )
(1) تعریف: a baseball pitch in which the ball curves toward the opposite side from which it was thrown.

(2) تعریف: an unforeseen or unexpected event that takes one by surprise or catches one off guard.

- The president does not want any curveballs at his press conference.
[ترجمه ترگمان] رئیس‌جمهور قصد ندارد در کنفرانس مطبوعاتی وی شرکت کند
[ترجمه گوگل] رئيس جمهور در کنفرانس مطبوعاتي خود هيچ تمايزي را نمي خواهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه curve ball در جمله های نمونه

1. At the last minute, I threw them a curve ball by saying, "We're going to bring spouses".
[ترجمه ترگمان]در دقیقه آخر، با گفتن این جمله، آن‌ها را به طرف توپ پرتاب کردم و گفتم: \" ما قصد داریم همسران خود را بیاوریم \"
[ترجمه گوگل]در آخرین لحظه من آنها را یک توپ منحنی انداختم و گفتم: «ما همسرمان را خواهیم برد»
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Ryan pitched a curve ball which easily beat the batter.
[ترجمه ترگمان]رایان یه توپ منحنی داره که به راحتی شکست میخوره
[ترجمه گوگل]رایان یک توپ منحنی را که به راحتی ضربات تساوی را شکست داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Some guys can hit a curve ball.
[ترجمه ترگمان]برخی افراد می‌توانند به توپ منحنی برخورد کنند
[ترجمه گوگل]بعضی از بچه ها می توانند یک توپ منحنی ایجاد کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The European and American athletes mostly use the curve ball in international competitions.
[ترجمه ترگمان]ورزش‌کاران اروپایی و آمریکایی اغلب از توپ منحنی در رقابت‌های بین‌المللی استفاده می‌ ...

معنی کلمه curve ball به انگلیسی

curve ball
• ball which crosses the plate on the opposite side than the side it was pitched from (baseball); something that is unexpected or something that comes in an unexpected way; hard ball, something which is extremely tricky (slang)

curve ball را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Figure
اتفاق غیر منتظره ای که باعث سردرگمی و تعجب می شود و نیاز به اتخاذ تصمیم یا عکسل العمل سریع دارد.
An unexpected occurrence or thing that causes confusion or uncertainty and requires a quick reaction or correction.
They really threw her a curve ball when they asked her a personal question at work.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی curve ball مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )