برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1623 100 1
شبکه مترجمین ایران

curing


عمران : عمل اوردن بتن شیمى : پروراندن علوم هوایى : پروسه اى که درطى ان بیشتر لاستیکهاى مصنوعى پلاستیکها و سوختهاى جامد تغییر شکل داده و به ترکیباتى با وزن مولکولى بیشتر تبدیل میشوند

واژه curing در جمله های نمونه

1. steps toward curing the factory's financial problems
گام‌هایی در راه چاره کردن مسائل مالی کارخانه

2. The doctor dedicated his time to curing the sick of the country.
[ترجمه ترگمان]پزشک زمان خود را صرف درمان بیماران این کشور کرد
[ترجمه گوگل]دکتر وقت خود را برای درمان بیماران کشور اختصاص داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Corned beef is prepared by the curing of brisket, plate, and rump cuts from fairly high-grade beef carcasses in pickle.
[ترجمه ترگمان]گوشت گوساله به وسیله درمان گوشت سینه، بشقاب و گوشت گوسفند در ترشی درست شده است
[ترجمه گوگل]گوشت گاو تغذیه شده توسط ترشحات پستان، بشقاب، و ران از لاشه های گوشت گاو نسبتا بالا در ترشی تهیه می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The safety of nitrite used in the curing mixture has been under question.
[ترجمه ترگمان]ایمنی نیتریت به کار در مخلوط پرداخت زیر سوال است
[ترجمه گوگل]ایمنی نیتریت مورد استفاده در مخلوط خنثی مورد سوال قرار گرفته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. These so-called coun ...

معنی curing در دیکشنری تخصصی

curing
[شیمی] پروراندن
[عمران و معماری] عمل آوردن - به عمل آوردن بتن - مراقبت کردن - نگاهداری - نگاهداری بتن - به عمل آمدن - مرطوب نگاهداشتن - عمل آوردن بتن
[زمین شناسی] عمل أوردن بتن -فر آوری بتن ، مرطوب نگهداشتن بتن
[نساجی] حرارت دادن زیاد پارچه جهت تثبیت رنگ چاپ - پخت
[شیمی] سختگر
[عمران و معماری] ماده عمل آورنده
[زمین شناسی] ماده عمل آورنده
[نساجی] ماده عمل آورنده
[پلیمر] عامل پخت
[عمران و معماری] پوشینه مراقبت - حفاظت عمل آوردن
[زمین شناسی] پوشینه مراقبت ، حفاظت عمل آوردن
[عمران و معماری] ترکیب عمل آورنده - ماده مراقبت - ماده محافظ
[عمران و معماری] عمل آوردن با ماده محافظ - مراقبت با ماده محافظ
[عمران و معماری] زمان گیرش
[زمین شناسی] زمان گیرش ، زمان فر آوری
[پلیمر] سیستم پخت
[نساجی] مدت زمان پخت
[پلیمر] زمان پخت
[عمران و معماری] عمل آوردن تسریع شده
[عمران و معماری] عمل آوردن در هوا
[صنایع غذایی] عمل آوری خشک : روشی که معمولا برای فراورده های گوشت بکارمی رود ...

معنی کلمه curing به انگلیسی

curing
• healing; recovering; preserving (foods); hardening

curing را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

رسول
درمان
سعید
معالجه
یاسمن
مراقبت
امیررضا
عملیات حرارتی، حرارت‌دهی
سجاد نظری
عمل آوری
مهدی علی بیگی
در صنعت تولید پنیر
عمل آوردن پنیر از شیرمثلابز
امین
در رنگها به معنی خشک شدن رنگ است

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی curing

کلمه : curing
املای فارسی : کیورینگ
اشتباه تایپی : زعقهدل
عکس curing : در گوگل

آیا معنی curing مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )