برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1391 100 1

culpability

/ˌkəlpəˈbɪləti/ /ˌkʌlpəˈbɪlɪti/

معنی: مجرمیت، قابلیت مجازات

واژه culpability در جمله های نمونه

1. his culpability is in doubt
تقصیرکاری او مورد شک است.

2. He added there was clear culpability on the part of the government.
[ترجمه ترگمان]وی افزود که مقصر دانستن طرف دولت مقصر بوده‌است
[ترجمه گوگل]او اضافه کرد که دولت بخاطر اتهام روشن است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. After the accident, the company refused to accept culpability.
[ترجمه ترگمان]پس از حادثه، شرکت قبول نکرد که مقصر شناخته شود
[ترجمه گوگل]پس از تصادف، شرکت مجبور به پذیرفتن تخلف شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. It suggests too why establishing personal culpability is not the issue.
[ترجمه ترگمان]این گزارش همچنین نشان می‌دهد که چرا ایجاد مقصر فردی، مساله نیست
[ترجمه گوگل]این نیز نشان می دهد که چرا ایجاد مجازات شخصی مسئله نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. His words called to mind our own culpability, which we find hard to admit.
[ترجمه ترگمان]کلمات او به این نتیجه رسید ...

مترادف culpability

مجرمیت (اسم)
guilt , culpability
قابلیت مجازات (اسم)
culpability , punishability

معنی کلمه culpability به انگلیسی

culpability
• blameworthiness, guilt

culpability را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مهدی سهند
تقصیر-(منبع دیکشنری آریانپور)
محدثه فرومدی
مسئولیت، قصور

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی culpability
کلمه : culpability
املای فارسی : کولپبیلیتی
اشتباه تایپی : زعمحشذهمهفغ
عکس culpability : در گوگل

آیا معنی culpability مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )