برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1638 100 1
شبکه مترجمین ایران

crowding


انبوهى زیست شناسى : ازدحام

واژه crowding در جمله های نمونه

1. stop crowding me, i can't write any faster!
اذیتم نکن‌! از این تندتر نمی‌توانم بنویسم‌!

2. Brash noisy journalists were crowding around the ambassador.
[ترجمه ترگمان]خبرنگاران پر سر و صدا در اطراف سفیر جمع شده‌بودند
[ترجمه گوگل]روزنامه نگاران پر سر و صدا در اطراف سفیر خلع سلاح شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Everything is crowding in on me.
[ترجمه ترگمان]همه چیز روی من جمع شده‌است
[ترجمه گوگل]همه چیز بر من خالی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Memories came crowding into her mind.
[ترجمه ترگمان]خاطراتش در ذهنش جمع شد
[ترجمه گوگل]خاطراتی به ذهنش وارد شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Memories she would rather forget came crowding in.
[ترجمه ترگمان]خاطراتی که او ترجیح می‌داد فراموش کند در آن ازدحام کرده بود
[ترجمه گوگل]خاطراتی که او دوست داشت فراموش شود، در حال سقوط است
[ترجمه شما] ...

معنی کلمه crowding به انگلیسی

crowding
• pushing around, shoving aside, mobbing
crowding into
• fitting a large number into a small area

crowding را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

نجلا
فشار
akamrahimi50@gmail.com
چسبیدن به کسی
crowding some one

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی crowding

کلمه : crowding
املای فارسی : کرودینگ
اشتباه تایپی : زقخصیهدل
عکس crowding : در گوگل

آیا معنی crowding مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )