برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1685 100 1
شبکه مترجمین ایران

crossroad

/ˈkrɒsroʊd/ /ˈkrɒsrəʊd/

معنی: چهار راه، محل تقاطع دو جاده، محل تلاقی دو خط راه اهن
معانی دیگر: (راهی که دو یا چند راه را به هم وصل می کند) جاده ی وصل کننده، راه پیوندگر، (معمولا جمع با فعل مفرد) سه راهی، چند راهی، همبرگاه، (مجازی) نقطه ی عطف، مرحله ی حساس، کانون، مرکز، (راهی که راه دیگر را قطع کند) راه متقاطع

بررسی کلمه crossroad

اسم ( noun )
(1) تعریف: the place where two roads intersect; crossing.

(2) تعریف: (often pl., but used with a sing. verb) a crucial point of decision.

- at a crossroads in my life
[ترجمه ترگمان] توی یه تقاطع توی زندگیم
[ترجمه گوگل] در تقاطع زندگی من
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه crossroad در جمله های نمونه

1. then he reached the main crossroad of his life. . .
سپس به مرحله‌ی حساس زندگی خود رسید . . .

2. he came by way of a crossroad
او از طریق تقاطع آمد.

3. I'll stop for you at the crossroads.
[ترجمه ترگمان]سر چهار راه منتظرت می‌مونم
[ترجمه گوگل]من برای شما در تقاطع متوقف خواهم شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The two vans collided at the crossroads.
[ترجمه ترگمان]دوتا ون که به تقاطع نزدیک شده بودند به هم برخورد کردند
[ترجمه گوگل]دو وانت در تقاطع برخورد کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Turn left at the next crossroads.
[ترجمه ترگمان] سر چهارراه بعدی بپیچ به چپ
[ترجمه گوگل]در تقاطع بعدی چپ را باز کن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The car conked out at the crossroads.
[ترجمه ترگمان]اتومبیل در چهار راه به هم می‌خورد
[ترجمه گوگل] ...

مترادف crossroad

چهار راه (اسم)
crossroad , intersection , four-way
محل تقاطع دو جاده (اسم)
crossroad
محل تلاقی دو خط راه اهن (اسم)
crossroad

معنی کلمه crossroad به انگلیسی

crossroad
• road that crosses another road; place where two roads intersect; (figurative) intersection

crossroad را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محدثه فرومدی
پیوندگاه، محل تقاطع
Mahboob
دوراهی
you are at a crossroads in your life
مملی
چهار راه
Dark Light
✳a road that crosses another road


Synonyms :
crossing
intersection


✳✳noun
1. a road that crosses another road, or one that runs transversely to main roads
2. a by-road
3. (Often crossroads. (used with a singular or plural verb
•the place where roads intersect
•a point at which a vital decision must be made
•a main center of activity.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی crossroad

کلمه : crossroad
املای فارسی : کرسرد
اشتباه تایپی : زقخسسقخشی
عکس crossroad : در گوگل

آیا معنی crossroad مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )