برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1463 100 1

critter


System.String[]

واژه critter در جمله های نمونه

1. It is these tiny critters that help keep Maine green, by keeping people out.
[ترجمه ترگمان]این موجودات کوچکی هستند که کمک می‌کنند مین را سبز نگه دارند و مردم را بیرون نگاه دارند
[ترجمه گوگل]این مخلوقات کوچک است که با نگه داشتن مردم از نگه داشتن سبز مین کمک می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. His name is Steg and he's one smart critter, at feeding nippers there's no one fitter.
[ترجمه ترگمان]اسم او Steg است و یک موجود باهوش است، در حال غذا دادن به سینه هات، هیچ چیز مناسب‌تر از این نیست
[ترجمه گوگل]نام او Steg است و او یکی از مخلوقات هوشمند است، در تغذیه nippers هیچ یک تمیز کننده وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. I sometimes come down here to feed those critters on my way home.
[ترجمه ترگمان]من بعضی وقتا میام اینجا تا به اون جونور ها تو راه خونه غذا بدم
[ترجمه گوگل]گاهی اوقات به اینجا می روم تا این مخلوقات را در خانه من بیاورم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. This is unfortunate because wasps are nasty little critters whose sole aim in life is to ruin picnics and barbecues.
...

مترادف critter

مخلوق (اسم)
brute , creature , critter

معنی کلمه critter به انگلیسی

critter
• creature, animal, living thing (slang)

critter را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سعید پارساپور
موجود زنده ، حیوان

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی critterکلمه : critter
املای فارسی : کریتر
اشتباه تایپی : زقهففثق
عکس critter : در گوگل

آیا معنی critter مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )
شبکه مترجمین ایران