برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1466 100 1

criticise


(انگلیس) املای واژه ی: criticize

واژه criticise در جمله های نمونه

1. he vindicated his right to criticise the party's policies
او از حق خود نسبت به انتقاد از روش‌های حزب دفاع کرد.

2. Far be it from me to criticise, but shouldn't their mother take a share of the blame?
[ترجمه ترگمان]از من بعید است که انتقاد کنم، اما آیا مادرشان نباید سهم خودش را به گردن بگیرد؟
[ترجمه گوگل]از من انتقاد می کنم، اما مادرت نباید سهم وی را بگیرد؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. It's easy to criticise with the benefit of hindsight.
[ترجمه ترگمان]انتقاد کردن از مزایای ادراکی آسان است
[ترجمه گوگل]با توجه به پیش بینی های انجام شده، انتقاد آسان است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. You can criticise him until you're blue in the face, but you'll never change his personality.
[ترجمه ترگمان]شما می‌توانید او را تا زمانی که آبی است انتقاد کنید، اما هرگز شخصیت او را تغییر نخواهید داد
[ترجمه گوگل]شما می توانید او را انتقاد کنید تا زمانی که در صورت آبی هستید، اما شخصیت او هرگز تغییر نخواهد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

معنی کلمه criticise به انگلیسی

criticise
• judge, give an evaluation of good and bad qualities (also spelled criticize)

criticise را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

میثم علیزاده
● نکوهش کردن. انتقاد کردن
املای بریتیشِ فعلِ criticize است.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی criticise
کلمه : criticise
املای فارسی : کریتیکیس
اشتباه تایپی : زقهفهزهسث
عکس criticise : در گوگل

آیا معنی criticise مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )
شبکه مترجمین ایران