برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1435 100 1

creep

/ˈkriːp/ /kriːp/

معنی: خزیدن، سینه مال رفتن، مورمور شدن
معانی دیگر: چهار دست و پا رفتن (به طوری که شکم نزدیک به زمین باشد)، سینه خیز رفتن، دزدانه رفتن، (با ترس و لرز یا با آهستگی یا مخفیانه) حرکت کردن، (معمولا با: upon) (به تدریج و بی خبر) فرا رسیدن، خود را کوچک و حقیر کردن، تملق گفتن، منت کشیدن، (گیاه شناسی) خزیدن، (روی زمین) گسترده شدن، (فلزات - مکانیک) در رفتن (از جای خود)، خزش، وادادگی، (مکانیک) خزیدن، وادادن، (امریکا - خودمانی) آدم تنفرانگیز، آدم بیزار کننده، چهار دست و پا روی، (زمین شناسی) خزش

بررسی کلمه creep

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: creeps, creeping, crept
(1) تعریف: to move with the body close to or dragging along on the ground or other surface; crawl.

- The baby crept across the carpet on her hands and knees.
[ترجمه مجید] کودک طول فرش را چهار دست و پا طی کرد
|
[ترجمه ترگمان] بچه روی فرش می‌خزید و زانو می‌زد
[ترجمه گوگل] کودک روی فرش روی دستها و زانوها افتاد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The lizard crept up the wall.
[ترجمه Soma] مارمولك روي ديوار خزيد
|
[ترجمه ترگمان] مارمولک وارد دیوار شد
[ترجمه گوگل] مارمولک دیوار را پر کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

واژه creep در جمله های نمونه

1. creep curve
نمودار خزش

2. creep strength
مقاومت (تاب) خزش

3. metal creep
وادادگی فلز

4. our new teacher is a creep
معلم جدید ما خیلی گند است.

5. make one's flesh (or skin) creep
مشمئز کردن،به چندش آوردن

6. Kindness will creep where it may not go.
[ترجمه ترگمان]مهربانی جایی است که ممکن است جایی برود
[ترجمه گوگل]خوشبختی خالی می شود، جایی که ممکن نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Learn to creep before you leap.
[ترجمه ترگمان]یاد بگیر قبل از اینکه بپری یاد بگیری
[ترجمه گوگل]یاد بگیرید که قبل از جهش به خزش بروید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Children learn to creep ere they can go.
[ترجمه Aziz Azizi] بچه ها قبل از اين ك راه بروند ميخزند(روي زمين)|
...

مترادف creep

خزیدن (فعل)
shrink , ramp , couch , grovel , worm , snail , slither , crawl , creep , lie up , slime , snake
سینه مال رفتن (فعل)
crawl , creep
مورمور شدن (فعل)
creep , get scared

معنی عبارات مرتبط با creep به فارسی

علوم مهندسى : مقاوم در برابر خزش
(از نظر درآمد) از یک گروه به گروه بالاتری رفتن

معنی creep در دیکشنری تخصصی

creep
[شیمی] خزش ، (فلزات مکانیک ) در رفتن (از جاى خود)، وادادگی ، (مکانیک ) خزیدن ، وادادن
[عمران و معماری] خزش - وارفتگی - افتادگی
[برق و الکترونیک] خزش - خزش تغییرات تدریجی در ابعاد یا مشخصات با گذشت زمان و یا استهلاک .
[زمین شناسی] خزش ، حرکت بسیار کند سراشیبی ها .
[نساجی] کریپ - الاستیسیته تاخیری - خزش
[معدن] خزش(مکانیک سنگ)
[خاک شناسی] خزش
[نفت] خزش
[پلیمر] خزش
[آب و خاک] خزش
[عمران و معماری] ضریب خزش
[عمران و معماری] وادادگی خزشی
[زمین شناسی] وادادگی خزشی
[پلیمر] نسبت انقباض خزش
[نساجی] نمودار خزش (که ازدیاد طول بر حسب زمان را نشان می دهد)
[عمران و معماری] تغییر شکل خزشی - تغییر شکل وارفتگی
[زمین شناسی] تغییر شکل خزشی -تغییر شکل وارفتگی
[زمین شناسی] آشکار ساز خزش کنتزل چرخش شافت ژنراتور در وضعیت سکون با استفاده از اشکار ساز خزش صورت می گیرد . در صورتی که میزان دوران شافت از10 درجه(نسبت به360 درجه حرکت دورانی شافت) تجاوز کند ، آشکار ساز عمل می کند
[پلیمر] ناکارآمدگی خزشی
[عمران و معماری] طول خزش - فاصله خزش
[زمین شناسی] حد خزش ، حد ...

معنی کلمه creep به انگلیسی

creep
• person who makes one's skin crawl (slang)
• crawl; climb; sneak, move along quietly and slowly
• if you creep somewhere, you move there quietly and slowly.
• if something creeps somewhere, it moves slowly so that you hardly notice it.
• if the rate of something creeps to a higher level, it gradually reaches that level.
• you call someone a creep to show you dislike them, especially because they flatter people; an informal use.
• if a feeling, idea or custom creeps in, it gradually spreads among a lot of people.
• if an attitude or feeling creeps into something, it begins to be felt or expressed gradually.
• if you creep up on someone, you move slowly closer to them without being seen.
• if a feeling or situation creeps up on you, you hardly notice that it is happening to you or affecting you.
bracket creep
• process of rising into higher tax brackets as one's income rises in response to inflation (economics)
make the blood creep
• cause fear, cause to shudder, cause terror
make the flesh creep
• cause fear, cause to shudder, cause terror

creep را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Niloo tavanche
سینه خیر رفتن
حسام مهدوی
در شبکه مجازی مترادف کلمه stalk میباشد که به معنی کسی را مخفیانه پاییدن است.
فواد بهشتی
(مجازی) رخنه کردن
آسا
give someone the creeps
ایجاد احساس ترس، اضطراب، عدم آرامش به دیگری به خاطر رفتاری عجیب و غریب
حامد
شخص نفرت انگیز (a detestable person)
آرام و یکنواخت حرکت کردن، به خصوص به حالتی نامحسوس (slow steady movement, especially when imperceptible)
Hadi
موجود عجیب و غریب
Soma
خزيدن به صورت فعل
Jack
آدم چندش آور
فواد
راه رفتن بدون صدا و آرام
بهناز همتی-مترجم
پست فطرت- پست-دون -نامرد
حسن
وارد شدن.ورود کردن
^^
Give me the creep
مور مور شدم شد.ترسیدم
محبوبه گل افشان
چاپلوس
بادمجون دور قابچین
امیر اسدی
شخصی که دوستش ندارید و احساس ناخوشایندی به شما میدهد
Atena_Sabernezhad
Well we have some means for a noun
You can use of that in different situations
For this word you have some means and I want to say that you

خزیدن، سینه مال رفتن، مورمور شدنچهار دست و پا رفتن (به طوری که شکم نزدیک به زمین باشد)، سینه خیز رفتن، دزدانه رفتن، (با ترس و لرز یا با آهستگی یا مخفیانه) حرکت کردن، (معمولا با: upon) (به تدریج و بی خبر) فرا رسیدن، خود را کوچک و حقیر کردن، تملق گفتن، منت کشیدن، (گیاه شناسی) خزیدن، (روی زمین) گسترده شدن، (فلزات - مکانیک) در رفتن (از جای خود)، خزش، وادادگی، (مکانیک) خزیدن، وادادن، (امریکا - خودمانی) آدم تنفرانگیز، آدم بیزار کننده، چهار دست و پا روی، (زمین شناسی) خزش
امین روشنی
دامپزشکی و علوم دامی
غذای مکمل

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی creep
کلمه : creep
املای فارسی : کریپ
اشتباه تایپی : زقثثح
عکس creep : در گوگل

آیا معنی creep مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )