برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1626 100 1
شبکه مترجمین ایران

crag

/kræɡ/ /kræɡ/

معنی: پرتگاه، تخته سنگ
معانی دیگر: (صخره ای که بر فراز کوه سنگی یا توده ای سنگ سر بر آورده است) منارسنگ، کمر، تخته سنگ (بلند و پرشیب)، (اسکاتلند) گردن، گلو، گرم

بررسی کلمه crag

اسم ( noun )
• : تعریف: a steeply jutting or overhanging mass of rock, as on a mountain or headland.

- A mountain goat rested on a rocky crag high above us.
[ترجمه ترگمان] بز کوهی روی صخره‌ای سنگی بالای سر ما قرار گرفت
[ترجمه گوگل] یک بز کوهی در یک سنگ صخره ای بالای ما قرار داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه crag در جمله های نمونه

1. a 100 meter-high crag
تخته سنگی به بلندی صدمتر

2. We slowly climbed the steep face of the crag.
[ترجمه ترگمان]به آرامی از سطح شیب‌دار صخره بالا رفتیم
[ترجمه گوگل]ما به آرامی چهره شیب صخره را بالا می بریم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Above: Shelter Stone Crag - a familiar playground for winter climbers.
[ترجمه ترگمان]بالا: پناه‌گاه سنگی Crag - یک زمین‌بازی آشنا برای کوهنوردان
[ترجمه گوگل]بالای سر سنگ کرگ - زمین بازی آشنا برای کوهنوردان زمستانی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He's been sitting on that crag of his at Dumbarton for as long as I can remember.
[ترجمه ترگمان]تا جایی که یادم می‌آید روی آن صخره نشسته بود
[ترجمه گوگل]او تا زمانی که می توانم به یاد داشته باشم، در آن جاده ای در Dumbarton نشسته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The crag appears suddenly on the riverbank, monstrously overhanging and shockingly red.
[ترجمه ترگمان]صخره به طور ناگهانی در ساحل رو ...

مترادف crag

پرتگاه (اسم)
bluff , precipice , headland , promontory , crag
تخته سنگ (اسم)
slate , rock , crag , boulder , slab , bowlder , cliff

معنی crag در دیکشنری تخصصی

crag
[عمران و معماری] کمر
[زمین شناسی] کمره، پرتگاه (رسوب شناسی): یک ماسه سنگ صدفی یا مارل ماسه ای فسیل دار متراکم شده با منشاء دریایی و زمان پلیوسن و پلیستوسن که در شرق انگلستان یافت شده است (نورفولک، لافولک و السکس) و به عنوان کود استفاده می شود. مثلاً کرگ کورالین. (زمین ریخت شناسی): الف) یک بلندی یا نقطه پرتگاهی سنگی، خصوصاً آنکه از دامنه یک کوه بیرون می زند. مترادف: craig. ب) یک اصطلاح منسوخ برای قطعه سنگ بیرون زده یا گسسته شده سخت و تیز.
[زمین شناسی] کمره و دنباله یک تپه یا پشته طویل حاصل از یخچالزایی که دارای بخش پر شیب و معمولاً پرتگاهی، جبهه یا برجستگی از یخ نرم شده و مقاوم است (کمره) که جلوی حرکت یخچال را می گیرد و در انتهای یخ رود، شیب ملایم از (دنباله tail) سنگهای دست نخورده و یا رانه محافظت شده توسط کمر یا پرتگاه وجود دارد. مقایسه شود با: knob&trail.
[زمین شناسی] اصطلاحی که توسط گیلبرت (1877) برای یکی از دسته های پشته های باریک توک تیز که چینه های فرسوده آنها شبیه یک پوشش بر روی ستیغ کوهستان، تمایل یافته است.
[کوه نوردی] مسیر شاخص

معنی کلمه crag به انگلیسی

crag
• projecting part of a rock, cliff, steep rock
• a crag is a steep, rocky cliff or part of a mountain.

crag را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Abolfazl Ehsani
crag به تخته سنگ های بزرگ و غول پیکر گفته میشه که برای کوهنوردی مناسب اند و این نوع سنگ ها همه جا میتونن باشن، تو کوه ها یا دریاها یا جاهای دیگه.
ولی cliff یه نوعی از crag هست و در کنار دریاها یا رودخانه ها وجود داره و تقریبا عمودی هستند.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی crag

کلمه : crag
املای فارسی : کرگ
اشتباه تایپی : زقشل
عکس crag : در گوگل

آیا معنی crag مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )