برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1437 100 1

cradling


زیر بند، چهارچوب معمارى : کلاف

واژه cradling در جمله های نمونه

1. he sat down, cradling a cup of coffee in his hand
در حالی که فنجان قهوه را با دقت در دست گرفته بود نشست.

2. He was cradling a cup of coffee in his hands.
[ترجمه ترگمان]یک فنجان قهوه در دست داشت
[ترجمه گوگل]او یک فنجان قهوه در دست داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. She was cradling a small parcel in the crook of her elbow.
[ترجمه ترگمان]بسته کوچکی را در زیر آرنجش به دست گرفته بود
[ترجمه گوگل]او یک جعبه کوچک را در حین آرنج خود گذاشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He was sitting at the big table cradling a large bowl of milky coffee.
[ترجمه ترگمان]او روی میز بزرگ نشسته بود و کاسه بزرگی از قهوه شیری داشت
[ترجمه گوگل]او در میز بزرگ نشسته بود و یک کاسه بزرگ از قهوه شیرین را می زد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. He sat cradling his brandy glass.
[ترجمه ترگمان]شیشه کنیاک خود را در دست گرفته بود
[ترجمه گوگل]او نشسته لیوان مارپیچ خو ...

معنی cradling در دیکشنری تخصصی

cradling
[عمران و معماری] زیربند

معنی کلمه cradling به انگلیسی

cradling
• framework for supporting a coved or vaulted ceiling

cradling را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی cradling
کلمه : cradling
املای فارسی : کردلینگ
اشتباه تایپی : زقشیمهدل
عکس cradling : در گوگل

آیا معنی cradling مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )