برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1717 100 1
شبکه مترجمین ایران

crack down


(تنبیه یا سرکوبی را) شدیدتر کردن، (بیشتر) سختگیری کردن، (سخت تر) گوشمالی دادن، سختگیری بیشتری کردن، (بیشتر) تحت فشار گذاشتن

واژه crack down در جمله های نمونه

1. The council has announced its intention to crack down on parking offences.
[ترجمه ترگمان]این شورا قصد خود مبنی بر ترک سیگار را اعلام کرده‌است
[ترجمه گوگل]این شورا قصد خود برای جلوگیری از تخلفات پارکینگ را اعلام کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The government is determined to crack down on terrorism.
[ترجمه ترگمان]دولت مصمم است تا با تروریسم مبارزه کند
[ترجمه گوگل]دولت مصمم است که تروریست ها را ترور کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He said the security forces would continue to crack down hard on the protestors.
[ترجمه ترگمان]او گفت که نیروهای امنیتی به سرکوب معترضان ادامه خواهند داد
[ترجمه گوگل]وی گفت که نیروهای امنیتی همچنان به اعتراضات خود ادامه می دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Officers will crack down on lunatic motorists who speed or drive too close to the car in front.
[ترجمه ترگمان]افسران به رانندگان lunatic که سرعت یا رانندگی زیادی دارند، برخورد خواهند کرد
[ترجمه گوگل]افسران به رانندگا ...

معنی کلمه crack down به انگلیسی

crack down
• take severe measures
crack down hard on
• strictly enforce, take stern measures
crack down on
• suppress, take severe measures against

crack down را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ریحانی
تشدیداقذامات
پیمان
اقدام شدید در مقابل یک رفتار غیر قانونی یا غلط.
میثم نبی پور
همچنین crackdown که به صورت عبارت crackdown (crack down) on/against استفاده می شود و بر اساس دیکشنری آریان پوربه معنی:

-شدت عمل، سختگیری بیشتر
- (تنبیه یا سرکوبی را) شدیدتر کردن، (بیشتر) سختگیری کردن
حسن امامی
برخورد شدیدتر کردن
The government is determined to crack down on terrorism.
دولت برای برخورد جدی تر با تروریسم مصمم است
Mahdi
هشدار دادن
پریا باقری
ترک کردن یک عادت که قبلا بوده
سورین صیادی
an adrenaline rush helps you to crack down a task.
آردنالین بهتون کمک میکنه تا یک کار رو کامل به پایان برسونین (تیکه پاره کنین!)
سعید صفاری مقدم
شدت عمل به خرج دادن/نشان دادن (در قبال کسی، چیزی یا موضوعی)
سخت گرفتن (نسبت به موضوعی)
Milkyway200
سرکوب کردنSeveral countries have accused the
military's violently of cracking down on protesters

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی crack down

کلمه : crack down
املای فارسی : کرک دون
اشتباه تایپی : زقشزن یخصد
عکس crack down : در گوگل

آیا معنی crack down مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )