برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1674 100 1
شبکه مترجمین ایران

covariance


(ریاضی - آمار) هموردی، کوواریانس، همپراشی، همگردی، همگردی covariance function تابع همپراش covariant همورد

واژه covariance در جمله های نمونه

1. covariance function
تابع همپراش

معنی covariance در دیکشنری تخصصی

covariance
[برق و الکترونیک] همپراش ، کوواریانس
[زمین شناسی] کوواریانس هم پراشی؛ میانگین حسابی یا مقدار میانگین مورد انتظار یک محصول انحرافهایی دو متغیره از مقادی میانگین مربوط به آنها
[بهداشت] کوواریانس
[صنعت] کواریانس
[ریاضیات] هموردایی، کوواریانس، هموردی، همپراش، همگردی، همپراشی، همگردایی
[معدن] کوواریانس (زمین آمار)
[آمار] کواریانس
[ریاضیات] تابع همپراش
[ریاضیات] ماتریس کوواریانس، ماتریس پراکندگی
[ریاضیات] تحلیل کوواریانس
[آمار] تحلیل کواریانس
[برق و الکترونیک] کوواریانس متقابل
[ریاضیات] کوواریانس بی بعد
[ریاضیات] ماتریس کوواریانس
[ریاضیات] کواریانس جامعه ای
[آمار] کوواریانس جامعه
[آمار] تحلیل رتبه ای کوواریانس
[ریاضیات] کواریانس نمونه ای
[آمار] کوواریانس نمونه
[آمار] کوواریانس پیاپی
...

معنی کلمه covariance به انگلیسی

covariance
• (statistics) measure of the variance of two variables to change in the same mean time period

covariance را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

kian
هم وردایی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی covariance

کلمه : covariance
املای فارسی : کورینک
اشتباه تایپی : زخرشقهشدزث
عکس covariance : در گوگل

آیا معنی covariance مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )