برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1426 100 1

cousin german

/ˈkʌzn̩ˈdʒɜːrmən/ /ˈkʌzn̩ˈdʒɜːmən/

فرزند عمو یا دایی یا خاله یا عمه، پسر عمو (و غیره)، عمو زاده، عمه زاده

واژه cousin german در جمله های نمونه

1. a cousin-german
پسر یا دختر عمو یا دایی

cousin german را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی cousin german
کلمه : cousin german
املای فارسی : کازین جرمن
اشتباه تایپی : زخعسهد لثقئشد
عکس cousin german : در گوگل

آیا معنی cousin german مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )